درهاى سعادت است ؛ همانگونه كه اشياى گرانبها را در گنجينهها مىگذارند و در آن را قفل مىكنند و با كليد مخصوص مىتوان به آن گنجينهها دست يافت كليد تقوا نيز مىتواند در گنجينههاى سعادت را به روى انسان بگشايد و موجب رحمت بىپايان پروردگار شود .
در جملهء دوّم مىفرمايد : « تقوا ذخيرهء روز قيامت است » ؛ ( و ذخيرة معاد ) .
اين جمله در واقع اشاره به آيهء شريفهء ذيل است كه مىفرمايد : «
« وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى »
؛ زاد و توشه برگيريد كه بهترين زاد و توشه تقواست » . « 1 »
در جملهء سوم مىفرمايد : « تقوا سبب آزادى از هرگونه بردگى و گناهى است كه بر انسان چيره مىشود » ؛ ( و عتق من كلّ ملكة « 2 » ) .
گستردگى مفهوم اين جمله شامل آزادى از بردگى شيطان و هواى نفس و انسانهاى ستمگر مىشود .
در جملهء چهارم مىفرمايد : « تقوا سبب نجات انسان از هرگونه هلاكت است » ؛ ( و نجاة من كلّ هلكة ) ، زيرا هلاكت انسان در پيروى از هواى نفس است و هنگامى كه هواى نفس به وسيلهء تقوا كنترل شود انسان از هلاكت رهايى مىيابد .
در جملهء پنجم مىافزايد : « به وسيلهء تقوا جويندگان به مقصود خود مىرسند » ؛ ( بها ينجح الطّالب ) ، زيرا تقوا صراط مستقيم الهى است كه از هرگونه افراط و تفريط و كوتاهى و تعدّى بر كنار است و بديهى است كه صراط مستقيم انسان را در كمترين زمان به مقصد مىرساند .
در جملهء ششم مىفرمايد : « به وسيلهء تقوا فرار كنندگان ( از كيفر الهى ) رهايى مىيابند » ؛ ( و ينجو الهارب ) ، چرا كه عذاب الهى دامان هواپرستان را مىگيرد و
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 197 .
( 2 ) . « ملكة » در اينجا به معناى گناهانى است كه انسان را تحت تأثير خود قرار داده و بر او چيره مىشود .