سجرها « 1 » جبّارها لغضبه ! أتئنّ « 2 » من الأذى و لا أئنّ من لظى ؟ ! « 3 » ) .
تعبير به « ثكلتك الثّواكل » شبيه چيزى است كه ما در فارسى هنگامى كه كسى كار زشتى انجام مىدهد و مىخواهيم شديدا او را نهى كنيم ، مىگوييم خدا مرگت دهد چرا اين كار را مىكنى يا اينكه مىگوييم مادرت به عزايت بنشيند چرا چنين كردى ؟ توجّه داشته باشيد كه « ثواكل » جمع « ثاكلة » به معناى زن فرزند مرده است ، هرچند گاهى به هر زن عزادار نيز اطلاق مىشود .
تعبير به لعب ( بازيچه ) اشاره به اين است كه آتش دنيا ، هرچند سوزان باشد در برابر آتش سوزان قيامت بازيچهاى بيش نيست . آتش سوزان حقيقى آنجاست ، لذا امام عليه السّلام اوّلى را « اذى » كه به معناى اذيّت و ناراحتى است و دومى را « لظى » كه به معناى شعلههاى برافروخته آتش است ، ناميده است .
در ضمن از تعبيرات امام عليه السّلام به خوبى استفاده مىشود كه - بر خلاف آنچه بعضى از ناآگاهان مىپندارند - امام عليه السّلام هرگز آهن داغ و سوزان را در دست برادرش عقيل نگذاشت ، بلكه نزديك دست او برد و او كه نابينا بود ترسيد و فرياد زد .
اين داستان در آن محيط در همهجا پيچيد و حتى از بعضى از روايات استفاده مىشود كه به گوش معاويه در شام هم رسيد و بسيارى از خفتگان را از خواب غفلت بيدار كرد و نشان داد دوران حاتمبخشى عثمان از بيت المال مسلمين به اقوام و خويشاوندان و افراد مورد نظر ، پايان يافته است . هنگامى كه امام عليه السّلام نسبت به برادرش در برابر تقاضاى كوچكى كه بر خلاف عدالت بوده چنين كند
هامش
( 1 ) . « سجرها » از ريشهء « مسجور » در اصل به معناى افروختن آتش در تنور اجاق است سپس به هرگونه آتشافروزى اطلاق شده است .
( 2 ) . « تئن » از ريشهء « اينن » به معناى ناله كردن گرفته شده است .
( 3 ) . « لظى » به معناى شعله خالص آتش است و مىدانيم شعلههاى خالص و خالى از دود گرما و حرارت زيادى دارند . اين واژه گاه به جهنم نيز اطلاق شده است ، آنگونه كه در آيهء 15 سورهء معارج مىخوانيم :« كَلَّا إِنَّها لَظى »