بوده نه مشكل عقيل را حل مىكرده و نه ارزش اين را داشته كه از راه دور خدمت برادرش براى اين كار برسد . اين نكته نيز قابل توجّه است كه عقيل تنها اين يك درخواست را نداشت درخواست اداى دين سنگين نيز داشت كه امام تنها به درخواست اوّل او اشاره فرمود .
سپس مىافزايد : « كودكانش را ديدم كه بر اثر فقر موهايشان پريشان و رنگ صورتشان دگرگون شده بود گويى صورتشان را با نيل به رنگ تيره درآورده بودند » ؛ ( و رأيت صبيانه شعث « 1 » الشّعور ، غبر « 2 » الألوان من فقرهم ، كأنّما سوّدت وجوههم بالعظلم « 3 » ) .
سپس مىافزايد : « عقيل مكرّر به من مراجعه و سخنش را چندبار تكرار نمود ، من خاموش بودم و به سخنانش گوش فرامىدادم ، گمان كرد من دينم را به او مىفروشم و به دلخواه او گام بر مىدارم و از راه و رسم خويش جدا مىشوم » ؛ ( و عاودني مؤكّدا ، و كرّر عليّ القول مردّدا ، فأصغيت « 4 » إليه سمعي ، فظنّ أنّي أبيعه ديني ، و أتّبع قياده مفارقا طريقتي ) .
امام عليه السّلام در اين قسمت همهء عواملى را كه در نظر اهل دنيا ايجاب مىكند تبعيض دربارهء برادرش روا دارد ، شرح داده است .
از يكسو تقاضاى چيز زيادى نداشت .
از سوى دوم فرزندانش پريشانحال و فقير بودند .
از سوى سوم مكرر بر مكرّر تقاضاى خود را بيان مىكرد .
ولى با اين همه بايد امام ميان برادرش و ساير نيازمندان امّت تفاوتى قائل شود و امكانات بيت المال را كه متعلّق به همهء مسلمين است ، بيشتر در اختيار
هامش
( 1 ) . « شعث » جمع « اشعث » به معناى ژوليده و آشفتهمو مىباشد .
( 2 ) . « غبر » جمع « اغبر » به معناى غبارآلود است .
( 3 ) . « عظلم » گياهى است كه براى رنگ كردن اشيا به رنگ سياه از آن استفاده مىشود .
( 4 ) . « اصغيت » از ريشهء « اصغاء » به معناى گوش فرادادن است .