« عَلَيْها يَظْهَرُونَ وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ »
« 1 »
هرگاه اين آيات و روايات را در برابر هم بچينيم اين سؤال پديدار مىشود كه اگر دنيا اينهمه خوبى دارد ، پس چرا اينهمه بد است و اگر اين همه بدى دارد ، پس چرا خوب است ؟
پاسخ اين سؤال در يك جمله نهفته است و آن اينكه اين تفاوت نتيجهء اختلاف زاويههاى ديد است .
ظاهربينان و دنياپرستان كه ديدشان كوتاه و نظرشان سطحى است تنها زرق و برق آن را مىبينند و زخارف و زينتهاى زودگذرش را و به آن دل مىبندند . دنيا براى اين گروه ، فوق العاده خطرناك است و از آنجايى كه گاه اكثريت مردم را اين گروه تشكيل مىدهند ، آيات و روايات در نكوهش دنيا بسيار بيشتر است ، لذا خداوند به همهء انسانها هشدار مىدهد كه بيدار باشيد كه دنيا شما را نفريبد و شيطان شما را فريب ندهد
« فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ لا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ »
« 2 » جالب اينكه در اين آيه دنيا فريبنده هم رديف شيطان فريبكار شمرده شده است ( زيرا منظور از غرور در اين آيه همان شيطان است ) .
ولى بيداردلان آگاه و مؤمنان عاقل و فرزانه كه با ديدهء تيزبين خود به باطن دنيا مىنگرند و آغاز و انجامش را با يك مطالعهء عميق مىبينند تاريخ پيشينيان را در نظر خود مجسّم مىكنند و سرنوشت فراعنه و كسراها و عمالقه و ابناى عمالقه را مدّنظر قرار مىدهند پيامهاى مواعظ دوستانهء دنيا را با گوش جان مىشنوند و درسهاى لازم را از آن فرامىگيرند ؛ دنيا را به دانشگاهى تبديل مىكنند براى كسب معارف الهيه و تجارت خانهاى براى برگرفتن زاد و توشه و معبد باشكوهى براى معراج به سوى خدا .
هامش
( 1 ) . زخرف ، آيهء 33 - 35 .
( 2 ) . فاطر ، آيهء 5 .