بنور يقظة في الأبصار و الأسماع و الأفئدة ، يذكّرون بأيّام اللّه ، و يخوّفون مقامه ، بمنزلة الأدلّة في الفلوات « 1 » ) .
اين تعبير ممكن است اشاره به اوصياى انبيا باشد كه در فترتها همواره وجود داشتهاند و حقايق را از طريق الهامات قلبى از ساحت قدس الهى مىگرفتند و به بندگان مىرساندند .
نيز ممكن است اشاره به مردان صالح و مخلص و عارف و بصيرى غير از انبيا و اوصيا باشد كه در هر زمانى در ميان مردم وجود دارند ؛ آنها نيز با الهامات الهى و تأييدات ربّانى به صراط مستقيم الهى واقف مىشوند و سعى در هدايت ديگران دارند .
نيز شايد هر دو گروه را شامل شود .
تعبير به « ادلّه » جمع دليل اشاره به چيزى است كه در مسافرتهاى زمانهاى گذشته وجود داشته است . در آن زمان جادههاى مشخصى مانند امروز نبود كه انسان از آن برود و به مقصد برسد ، بههمين دليل قافلهها افراد راهشناسى با خود بر مىداشتند كه در بيابان راه را گم نكنند و آنها را « دليل راه » مىناميدند . اين مردان الهى در بيابان زندگى دنيا همچون دليل راهند كه قافلههاى انسانى را از گم گشتن و هلاك شدن نجات مىدهند .
در ادامه سخن مىافزايد : « اين راهنمايان راه هر كس را كه راه مستقيم را در پيش مىگرفت طريقش را مىستودند و او را بشارت به نجات مىدادند و آن كس كه به جانب چپ و راست منحرف شده بود طريقش را نكوهش مىكردند و از هلاكت بر حذرش مىداشتند » ؛ ( من أخذ القصد حمدوا إليه طريقه ، و بشّروه بالنّجاة ، و من أخذ يمينا و شمالا ذمّوا إليه الطّريق ، و حذروه من الهلكة .
آرى ! آنها كاملا مراقب همنوعان خود بودند ؛ رهروان راستين را تشويق
هامش
( 1 ) . « فلوات » جمع « فلات » به معناى بيابان خشك و بىآب و علف يا صحراى وسيع است .