فيؤخذ منه و يلقى ، قد ميّزه التّخليص ، و هذّبه التّمحيص « 1 » ) .
آرى ! آنها بذرهاى برگزيدهء عالم خلقتند كه باغبان جهان هستى آنها را براى پرورش دادن و به كمال رساندن انتخاب كرده و با توفيق و تأييد و امداد خود به صورت شجره طيّبهاى كه دائما ميوهها بر شاخسارش ظاهر است درمىآورد .
كوتاه سخن اينكه عالمان بزرگوارى كه صاحبان اين صفات برجستهاند و تحت عنايات پروردگار ، مراحل تكامل را مىپيمايند و روز به روز به قرب خداوند نزديكتر مىشوند ، بىدليل به اين مقام نرسيدهاند ، آنها در اصلاح خويشتن و زدودن زنگارهاى هوا و هوس از دل و خالص ساختن نيّتها و از عهدهء آزمونهاى سخت الهى برآمدن به اين مقام رسيدهاند و هركس راه آنها را بپيمايد او نيز همان سرنوشت را خواهد داشت .
* * *
هامش
( 1 ) . « تمحيص » به معناى پاك و خالص كردن است و از ريشهء « محص » بر وزن « فحص » به همين معنا گرفته شده است ، هرچند تمحيص تأكيد بيشترى را مىرساند و از آنجا كه آزمايش و امتحان سبب خالص شدن است اين واژه به معناى امتحان نيز آمده است .