نمىشود و يا به اندازهاى پاكند كه ديگران به خود اجازهء غيبت آنها را نمىدهند .
البتّه اين تفسيرهاى متعدّد منافاتى با يكديگر ندارد و ممكن است همه در مفهوم جملههاى بالا جمع باشد .
سپس حضرت به عنوان تأكيد مىفرمايد : « خداوند سرشت و اخلاقشان را بر اين صفات برجسته گره زده است » ؛ ( على ذلك عقد خلقهم و أخلاقهم ) .
البتّه اين تعبير منافات با اختيارى بودن اعمال ندارد ، زيرا هرزمان انسان با پاى اختيار به سوى خدا گام بردارد ، تأييدات و امدادهاى الهى به سراغ او مىآيد و از اين گذشته خداوند ، زمينههاى صلاح و سعادت را از آغاز در وجود همهء انسانها آفريده است تا با استفاده از آنها مسير تكامل را بپيمايد .
آنگاه به دو وصف ديگر از اوصاف اين عالمان ربّانى اشاره كرده ، مىفرمايد :
« به سبب همين صفات برجسته ، نسبت به يكديگر مهر مىورزند و پيوند دوستى با يكديگر برقرار مىسازند » ؛ ( فعليه يتحابّون ، و به يتواصلون ) .
آرى ! محبّت آنها به يكديگر براى خداست و پيوند آنها از عشق و علاقه مشتركشان به كمالات سرچشمه مىگيرد و هرگز منافع مادى و علاقههاى حيوانى و اشتراك در مقامات دنيوى سبب دوستى و همكارى آنها با يكديگر نيست .
در پايان اين فقره با ذكر تشبيه جالبى ، چگونگى گزينش اين گروه را از ميان ساير انسانها بيان مىدارد و مىفرمايد : « برترى آنان همچون برترى بذرهاى انتخاب شدهاى است كه دانههاى خوب و اصلاح شدهء آن از ميان انبوه دانهها برگرفته مىشود و بقيه را به كنارى مىگذارند . اين امتياز بر اثر خالصسازى آنها و از عهدهء امتحان برون آمدن حاصل شده است » ؛ ( فكانوا كتفاضل البذر ينتقى « 1 » ؛
هامش
( 1 ) . « ينتقى » از ريشهء « نقاوه » به معناى پاك و خالص بودن گرفته شده است ، اين مادّه هنگامى كه به باب افتعال مىرود به معناى برگزيدن و انتخاب نمودن است .