بخش اوّل
الحمد للّه المعروف من غير رؤية ، و الخالق من غير منصبة . خلق الخلائق بقدرته ، و استعبد الأرباب بعزّته ، و ساد العظماء بجوده ؛ و هو الّذي أسكن الدّنيا خلقه ، و بعث إلى الجنّ و الإنس رسله ، ليكشفوا لهم عن غطائها ، و ليحذّروهم من ضرّائها ، و ليضربوا لهم أمثالها ، و ليبصّروهم عيوبها ، و ليهجموا عليهم بمعتبر من تصرّف مصاحّها و أسقامها ، و حلالها و حرامها ، و ما أعدّ اللّه للمطيعين منهم و العصاة من جنّة و نار ، و كرامة و هوان . أحمده إلى نفسه كما استحمد إلى خلقه ، و جعل لكلّ شيء قدرا ، و لكلّ قدر أجلا ، و لكلّ أجل كتابا .
ترجمه
ستايش مخصوص خداوندى است كه بدون اينكه ديده شود شناخته شده ، و بىهيچ زحمت و مشقّتى ( جهان را ) آفريده است . با قدرت خويش مخلوقات را آفريد و با عزّتش گردنكشان را تسليم خود ساخت و با جود و سخايش بر همهء بزرگان برترى جست . او كسى است كه خلق خود را در دنيا سكونت داد و رسولانش را به سوى جنّ و انس مبعوث ساخت ، تا پرده از چهرهء دنيا براى آنها برگيرند و آنان را از زيانهايش بر حذر دارند ، براى آنها ( از بىوفايى دنيا ) مثلها زنند و عيوب دنياپرستى را به ايشان نشان دهند همچنين با بيانات قوى و كوبنده ، آنچه را كه مايهء عبرت است از تندرستىها و بيماريها ، كه يكى بعد از ديگرى ظاهر مىشود ، براى آنها بيان كنند . و نيز حلالها و حرامهاى اين دنيا و آنچه را خداوند ( در سراى ديگر ) براى مطيعان و عاصيان از بهشت و دوزخ و احترام و تحقير