كارهايى انجام مىدهد ؛ مانند دست و پا ، و عضوهايى كه به ظاهر كارى با آن كارى انجام نمىدهد ؛ مانند دندهها و پهلوها ؛ ولى « جوارح » جمع « جارحه » با توجه به ريشهء لغوى كه « جرح » به معناى اكتساب است ، تنها اشاره به اعضايى است كه انسان با آن عملى انجام مىدهد و كار نيك مىكند يا بد مرتكب شود و به اين ترتيب ذكر جوارح بعد از اعضا از قبيل ذكر خاص بعد از عام است .
« ضماير » جمع « ضمير » به معناى باطن و درون انسان است و در اينجا مىتواند اشاره به وجدان انسان باشد كه قاضى و داورى درونى است .
« خلوات » جمع « خلوة » به معناى جايى است كه عموم مردم به آن راه ندارند و از آنجا كه بسيارى از گناهان در خلوتگاه انجام مىشود در جملهء بالا روى آن تكيه شده است .
بعضى از شارحان نهج البلاغه « خلوات » را به معناى اعمالى كه در خلوتگاه انجام مىشود دانستهاند كه از قبيل حذف مضاف خواهد بود .
به هرحال هدف امام عليه السّلام از بيان چهار جملهء اخير اين است كه بگويد : نه تنها علم خداوند بر همهء اعمال انسانها احاطه دارد ، بلكه اعضا و جوارح و ضماير خود شما نيز شهود و جنود و عيون او هستند و جاى جاى مكانها حتى خلوتگاهها بر اعمال شما گواهى مىدهند .
* * *
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 749
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٧٤٩