جان و دل از رذائل اخلاقى مىشمرد و اهتمام پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و مؤمنان راستين را نسبت به آن يادآور مىشود .
در بخش دوم ، به مسئله زكات كه بعد از نماز مهمترين ركن ايمان است ، مىپردازد و آن را كفارهء گناهان و حجابى در برابر آتش دوزخ مىشمرد و پرداختن آن را افتخارى بزرگ مىداند ، و كسانى را كه از اين نكته غافلند ، سرزنش مىكند .
در بخش سوم ، به سراغ موضوع بسيار مهم ديگرى مىرود كه آن اداى امانت است .
اهل امانت را سعادتمندان ، و خائنان به امانت را شكستخوردگان و مأيوسان از رحمت الهى مىشمرد و به تفسير كوتاهى از آيهء شريفهء
« إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ »
« 1 » مىپردازد .
در بخش چهارم از موضوعى سخن مىگويد كه ضامن اجراى همه تكاليف و احكام الهى است و آن مراقبت و احاطه علمى پروردگار بر همهء اعمال انسانهاست . نه تنها خداوند احاطه علمى دارد ، بلكه اعضا و جوارح و ضمائر انسانها را نيز ناظران و مراقبان حق بر اعمال او مىشمرد .
جملهء « كان يوصي به أصحابه » نشان مىدهد كه امام عليه السّلام اين سخن را در هرفرصت مناسبى تكرار مىكرد و به ياران خود دربارهء به اين چهار اصل مهم هشدار مىداد . سزاوار است پيوندگان راه امام عليه السّلام نيز همين برنامه را ادامه دهند و خود و ياران خود را به اين اصول چهارگانه نجات بخش ، همواره توصيه كنند .
* * *
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيهء 72 .