پايان مىيابد . كسانى هستند كه بر اثر ضعف ايمان و اراده در همان گام اوّل فرومىمانند ؛ ولى افرادى همچون همّام با پيمودن اين يك صد و ده گام به ديدار معبود مىرسند .
از مزاياى اين خطبه اين است كه تقوا را از صورت منفى آنكه در اذهان بعضى است بيرون برده و به صورت مثبتش كه در آيات و روايت اسلامى است ، معرفى مىكند . اين خطبه نمىگويد براى اينكه پاك بمانى از همهچيز دورى گزين ، مبادا آلوده شوى ، بلكه مىگويد در دل جامعه و در ميان امواج خروشان زندگى دنياپرستان آنچنان باش كه گردى بر دامان تو ننشيند ، همچون انسان قوىّ البنيهاى كه در جمع بيماران ، سالم مىماند و همهء ميكروبهاى بيمارىزا را خنثى مىسازد .
مرحوم علامهء شهيد مطهرى در « ده گفتار » خود از عهدهء بيان اين سخن به خوبى برآمده و ضمن اينكه تقوا را به دو نوع تقسيم مىكند ؛ تقوايى كه ضعف است و تقوايى كه قوّت است در بيان نوع اول مىگويد : « تقواى ضعف اين است كه انسان براى اينكه خود را از آلودگيهاى معاصى حفظ كند از موجبات آنها فرار كند و نوع دوم آن است كه در روح خود چنان حالت و قوّتى به وجود آورد كه به او مصونيت روحى و اخلاقى ببخشد .
سپس مىافزايد : « ادبيات منظوم و منثور ما ، تعليماتى ديده مىشود كه كموبيش تقوا را به صورت اوّل كه ضعف است نشان مىدهد ؛ آنگونه كه در اشعار سعدى مىخوانيم :
بديدم عابدى در كوهسارى * قناعت كرده از دنيا به غارى
چرا گفتم به شهر اندر نيايى * كه بارى بند از دل برگشايى
بگفت آنجا پريرويان نغزند * چو گل بسيار شد پيلان بلغزند
آنگاه به شرح تقواى قوّت مىپردازد و مىگويد : « در آثار دينى خصوصا نهج البلاغه همهجا تقوا به معناى آن ملكهء مقدس است كه به روح ، قوت و قدرت و نيرو مىدهد و نفس امّاره و احساسات سركش را رام و مطيع مىسازد » . « 1 »
هامش
( 1 ) . رجوع شود به ده گفتار ، صفحهء 7 - 11 .