از خطبههاى امام عليه السّلام است
از « نوف بكّالى » نقل شده كه امير مؤمنان على عليه السّلام در كوفه روى قطعهاى سنگ ، كه « جعدة بن هبيرهء مخزومى » نصب كرده بود ايستاد درحالىكه پيراهنى خشن از پشم بر تن داشت و شمشيرش را با بندى از ليف خرما حمايل كرده بود و در پاهايش كفشى از ليف خرما بود و پيشانىاش از اثر سجده ، پينه بسته بود ، و اين خطبه را ايراد كرد .
خطبه در يك نگاه
از پايان اين خطبه استفاده مىشود كه امام عليه السّلام آن را يك هفته قبل از شهادتش ايراد فرموده و هدفش از ايراد آن آماده ساختن مردم براى جهاد با معاويه و غارتگران شام بوده مردم دعوتش را اجابت كردند و هزاران هزار نفر براى جهاد با ستمگران آماده شدند ؛ ولى افسوس . . .
امام عليه السّلام در اين خطبه براى آماده ساختن روح و جان مردم جهت مبارزهء با دشمنان ستمگر به بيان چند نكتهء مهم مىپردازد . در بخش اوّل و دوم و سوم اين خطبه سخن از حمد و سپاس خداوند به ميان آمده و همچنين ، صفات جمال و جلال او ، سپس يگانگى ذات مقدّس و علم بىپايان خدا به همهء ذرّات وجود بيان شده و به اينكه ذات و وصف او برتر از آن است كه در فكر و انديشهء ما بگنجد و حتّى ملائكهء مقرّبين نيز قادر بر اين امر نيستند اشاره شده است .
حضرت در بخش چهارم تقوا و پاكدامنى و زهد در دنيا را وصف مىكند و نمونههايى از زندگى پيامبران بزرگ پيشين را مانند حضرت سليمان بيان مىدارد كه با آن همه امكانات ، زهد در دنيا را فراموش نكردند .
در بخش پنجم سرنوشت شوم گردنكشان جهان ؛ مانند فراعنه و عمالقه و اصحاب الرّس بيان شده كه پيامبران الهى را كشتند و براى خاموش كردن نور خداوند تلاش كردند اما چيزى نگذشت كه فرمان مرگ آنها صادر شد و از صفحهء روزگار محو شدند .