مانند زنبوران عسل كه شهد گلها را براى ما جمعآورى مىكنند و عموم زنبورها كه گردهاى گلها را جابهجا كرده و آنها را بارور مىكنند و ميوههاى درختان را پربركت مىسازند .
بخش ديگرى حشرات بىآزارند كه ( در ظاهر ) نه خدمتى دارند و نه زحمت و دردسرى ، و گروه سومى هستند كه جزء آفات و بلاها محسوب مىشوند ؛ مانند ملخ .
امام در بخشهاى گذشتهء اين خطبه شرحى دربارهء شگفتيهاى آفرينش مورچه بيان فرمود كه موجودى است غالبا بىآزار و سختكوش و مىتواند الگويى براى انسانها باشد ؛ ولى در اين بخش از خطبه دربارهء حشرهاى سخن مىگويد كه از مأموران عذاب الهى است و مىتواند لشكرى فراهم كند و به باغها و زراعتها چنان حملهور شود كه هيچ قدرت و لشكرى نتواند با آن مقابله كند و به اين ترتيب خداوند قدرتنمايى خود را در تمام جهات آشكار مىسازد و خوف و رجا را در انسانها تقويت كرده ، مىفرمايد : « و اگر بخواهى دربارهء ملخ گفتوگو كن كه خداوند براى او دو چشم سرخ رنگ و دو حدقه همچون دو قرص ماه آفريده و گوش پنهان و دهان مرتب و متناسب به او بخشيده است » ؛ ( و إن شئت قلت في الجرادة « 1 » ، إذ خلق لها عينين حمراوين ، و أسرج لها حدقتين قمراوين « 2 » ، و جعل لها السّمع الخفيّ ، و فتح لها الفم السّويّ « 3 » ) .
در ادامهء سخن مىافزايد : « خداوند براى او حس قوى و دو دندان كه با آنها ( ساقه و شاخه گياهان و برگهاى درختان را ) مىچيند و دو وسيله همچون دو داس كه با آنها اشياى مورد نظر را مىگيرد » ؛ ( و جعل لها الحسّ القويّ ، و نابين « 4 » بهما تقرض ، و
هامش
( 1 ) . « الجرادة » يعنى ملخ . ريشهء اصلى آن « جرد » بر وزن « فرد » به معناى پوست كندن است كه ظاهرا اين كلمه از آن گرفته شده است .
( 2 ) . « قمراوين » تثنيهء « قمراء » از مادهء « قمر » گرفته شده و قمراء جنبهء وصفى دارد ؛ يعنى نورانى .
( 3 ) . « سوىّ » به معناى موجود كاملى است كه عيبى در آن نباشد .
( 4 ) . « نابين » تثنيهء « ناب » دندان جلو است .