به آن بوده است ؛ نه تنها تلاوت و قرائت ؛ مىفرمايد : « عمل كنيد ، عمل كنيد ؛ سپس به پايان رسانيد ، به پايان رسانيد ، اعتدال ، اعتدال ؛ سپس شكيبايى ، شكيبايى ؛ و پارسايى ، پارسايى » ( العمل العمل ، ثمّ النّهاية النّهاية ، و الإستقامة « 1 » الإستقامة ، ثمّ الصّبر الصّبر ، و الورع الورع ! ) .
اين مراحل پنج گانه كه امام عليه السّلام در اين گفتار كوتاه بيان فرموده است ، در حقيقت عصارهء برنامه سير و سلوك الى اللّه و تكامل انسان مطرح شده است .
نخست ، انسان بايد به سراغ برنامههاى عملى برود ، سپس آنها را نيمه كاره نگذارد و به انتها برساند و در ضمن ، مراقب باشد كه از راه راست منحرف نشود و بعد از آن در برابر هواى نفس و وسوسههاى شيطان صبر و شكيبايى به خرج دهد و از اين مرحله نيز فراتر برود ؛ ورع و پارسايى در برابر شبهات نيز به كار بندد و به اين ترتيب به سر منزل مقصود برسد .
بعضى از شارحان نهج البلاغه گفتهاند : در جملههاى پنج گانه ياد شده دوّمى و چهارمى با ثم عطف شده و سوّمى و پنجمى با واو ؛ به دليل اين كه رسيدن به نهايت مقصود بعد از عمل ممكن مىشود و از آن جا كه استقامت و اعتدال ، كيفيّت عمل است با « واو » عطف شده و چون صبر در برابر معصيت است و آن چه قبل از آن آمده درباره اطاعت است به « ثمّ » عطف شده و از آن جا كه صبر و ورع همراه يكديگرند با « واو » عطف شده است . « 2 » البتّه تفسيرهاى ديگرى هم براى تعبيرات فوق ذكر شده يا ممكن است ذكر شود . در ادامهء اين سخن به هدفدار بودن برنامههاى پنج گانه ذكر شده و نشانهء وصول به اين
هامش
( 1 ) « الاستقامة » به معناى ملازم طريق مستقيم بودن و ثبات بر مسير صحيح است و بعضى ارباب لغت آن را به معناى اعتدال تفسير كردهاند كه هر دو به يك معنا بازگشت مىكند و گاه به معناى استوار و پا بر جا بودن نيز آمده است كه در جملهء مزبور هر دو احتمال وجود دارد و جمع ميان اين دو نيز مانعى ندارد .
( 2 ) شرح نهج البلاغه ، علامه خويى ، جلد 10 ، صفحهء 204 .