الحرم « 1 » كلّها ، و شدّ بالإخلاص و التّوحيد حقوق المسلمين في معاقدها « 2 » ) .
يك نگاه اجمالى به سراسر كتب فقه - از عبادات گرفته تا حدود و ديات - شاهد و گواه اين معناست كه اسلام ، بيشترين اهمّيّت را براى حفظ حرمت و حقوق مسلمانان قائل شده است ؛ تا آن جا كه امام كاظم عليه السّلام در مقابل كعبه ايستاد و فرمود : « ما أعظم حقّك يا كعبة و اللّه إنّ حقّ المؤمن لاعظم من حقّك ؛ چه بزرگ است حق تو اى كعبه و به خدا سوگند ! حق مؤمن از حق تو هم عظيمتر است » . « 3 » تعبير امام عليه السّلام به « شد بالاخلاص و التوحيد حقوق المسلمين » ممكن است اشاره به اين باشد كه انسان موحد و مخلص ، كسى است كه حقوق مسلمين را رعايت كند . اين تفسير را بسيارى از شارحان نهج البلاغه و بزرگان ديگر پذيرفتهاند . اين احتمال نيز داده شده كه هر مسلمانى به دليل اخلاص و توحيدى كه دارد بايد حقوقش محترم شمرده شود ( در تفسير اوّل ، اخلاص و توحيد صفت محافظين است و در تفسير دوّم ، صفت حفظ شدگان ) . تفسير سوّمى نيز وجود دارد : منظور اين است كه احترام حقوق مسلمين ، همسنگ و همطراز اخلاص و توحيد است . سپس در يك نتيجهگيرى مىافزايد :
« مسلمان كسى است كه مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند ؛ جز در آن جا كه حق اقتضا مىكند ؛ آزار دادن مسلمان روا نيست جز به آن مقدار كه ( به حكم خدا ) واجب مىشود » ( « فالمسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده » إلّا بالحقّ ، و لا يحلّ أذى المسلم إلّا بما يجب ) .
اين نتيجهگيرى امام عليه السّلام نشان مىدهد كه تفسير اوّل از تفسيرهاى سه گانه
هامش
( 1 ) « حرم » ( به فتح راء ) جمع « حرمت » به معناى احترام است و حرم ( به ضم راء ) جمع « حرام » به معناى ممنوع است و « احرام » جمع حرم ( بر وزن قلم ) به معناى ناحيهء ممنوعه است .
( 2 ) « معاقد » جمع « معقد » ( بر وزن مجلس ) به معناى محل بستن چيزى است ؛ همچون كمر كه كمربند بر آن مىبندند و در جملهء ياد شده اشاره به پيوند حقوق مسلمانان با اخلاص و توحيد است .
( 3 ) بحار الانوار ، جلد 71 ، صفحهء 227 .