كنيد . هرگاه نيرويى افزون بر آن داشتيد به سراغ مستحبّات و فضايل برويد ؛ زيرا آن چه قبل از هر چيز انسان را به سوى بهشت مىبرد ، اداى فرايض و واجبات است .
ناگفته پيداست ، فرايض هم شامل عبادات مىشود و هم شامل واجبات ديگرى كه خداوند بر دوش انسان قرار داده ؛ در رابطه با خود انسان يا ديگران و يا حتى محيط زندگانىاش .
سپس امام عليه السّلام به نكتهاى اشاره مىكند كه گويى دليل بر جملهء قبل است ؛ مىفرمايد :
« خداوند حرامهايى قرار داده كه ( فلسفهاش ) بر كسى پوشيده نيست ، و امورى را حلال كرده است كه در آن عيبى وجود ندارد » ( إنّ اللّه حرّم حراما غير مجهول ، و أحلّ حلالا غير مدخول « 1 » ) .
اين تعبير اشارهء لطيفى است به مصالح و مفاسد احكام شرع كه خداوند حكيم آنها را در واجبات و محرماتش رعايت فرموده است ؛ به تعبيرى ديگر گرچه بايد فرمان خدا را در اجراى واجبات و ترك محرمات اطاعت كرد ولى اين اطاعت كوركورانه نيست ؛ چرا كه همهء واجبات ، مصالح مهمى در بر دارد و همهء محرمات ، مفاسدى دارد كه به خود آنها باز مىگردد . قرآن مجيد مىگويد : «
« يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ »
؛ اشياى پاكيزه را براى آنها حلال مىشمرد و ناپاكىها را تحريم مىكند » . « 2 » و از آن جا كه در ميان فرايض و احكام اسلام كمتر چيزى به اندازهء حرمت و حقوق مسلمانان اهمّيّت دارد ، امام عليه السّلام در ادامهء سخن ، انگشت بر آن مىنهد و مىفرمايد :
« خداوند احترام مسلمان را از تمام آنچه محترم است برتر شمرده و حفظ حقوق مسلمين را با اخلاص و توحيد پيوند زده و تضمين كرده است » ( و فضّل حرمة المسلم على
هامش
( 1 ) « مدخول » به معناى معيوب از مادهء « دخل » ( بر وزن نخل ) به معناى فاسد شدن چيزى از درون است . اين واژه معانى ديگرى هم دارد ؛ از جمله دخول به معناى داخل شدن در محلى است .
( 2 ) اعراف ، آيهء 157 .