سپس امام عليه السّلام اين گروه را با ذكر مثالى كاملا معرفى مىكند و مىفرمايد : « مبادا همچون تخم ( افعى ) در محل تخم گذارى پرندگان باشيد كه شكستن آن گناه است ( زيرا گمان مىرود تخم پرنده باشد ) ولى جوجهء آن شرّ و زيانبار است ( چون در حقيقت ، تخم افعى است ) » ( كقيض « 1 » بيض في أداح « 2 » يكون كسرها وزرا ، و يخرج حضانها « 3 » شرّا ) .
اشاره به اين كه نكند در عين اين كه ظاهر شما اسلام است باطنتان همچون جفات و سنگ دلان دوران جاهليّت باشد و افراد صالح در طرز برخورد با شما گرفتار شك و ترديد شوند . اگر معاملهء صدق و امانت اسلامى كنند مىترسند باطن ، بوى نفاق جاهليّت دهد و اگر برخوردى همچون برخورد با منافقان داشته باشند از آن بيم دارند كه باطن شما باطن نيكان و پاكان باشد .
معروف است كه شترمرغ و همچنين مرغ سنگخواره ( مرغى كه در بيابانها زندگى مىكند و با منقار خود سنگها را مىشكند ) رملهاى بيابان را كنار مىزند و در آن تخم مىگذارد و نيز افعىها و مارها در چنين جاهايى تخمگذارى مىكنند ؛ از اين رو هنگامى كه انسان با چنين تخمهايى در بيابان رو به رو مىشود ، نمىداند تخم مار افعى است يا تخم سنگ خواره و شترمرغ و در طرز رفتار با آن گرفتار شك و ترديد مىشود يا به تعبير ديگر : انسان خشن و سنگدل صورتش صورت انسان است و درونش مملوّ از شرّ و فساد ؛ همچون تخمهايى كه صورتش تخم پرندگان است و درونش افعى خطرناك . امام عليه السّلام با اين تشبيه جالب و كم نظير ، مشكلات زندگى با افراد منافق را ترسيم فرموده است .
هامش
( 1 ) « قيض » به معناى پوست تخم مرغ و نيز به معناى شكافته شدن و تركيدن ( پوست تخم مرغ ) نيز آمده است .
( 2 ) « أداح » جمع « أدحى » ( بر وزن سنّى ) به معناى محل تخم گذارى شترمرغ در شنهاست و از مادهء « دحو » ( بر وزن نهر ) به معناى گسترش گرفته شده است .
( 3 ) « حضان » به معناى تخمى است كه زير شكم پرنده براى جوجه شدن قرار گرفته است ؛ از مادهء « حضانت » به معناى زير بال و پر گرفتن گرفته شده است .