فخري » « 1 » مىفرمود : اين سخن نه بدان معنا است كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله توان و قدرت دستيابى به اين امور را نداشت ؛ بلكه او خود به چنين زندگىاى مايل نبود ؛ لذا در روايات آمده است كه فرشتهاى نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آمد و كليد خزائن زمين را در دست داشت ؛ عرض كرد : « يا محمّد هذه مفاتيح خزائن الأرض يقول لك ربّك إفتح و خذ منها ما شئت من غير أن تنقص شيئا عندي ؛ اى محمد ! اينها كليدهاى خزائن زمين است . پروردگارت مىگويد : هر يك را مىخواهى بگشا و هر چه مىخواهى از آن بردار ؛ بى آن كه چيزى از مقام تو نزد من كاسته شود » . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « الدّنيا دار من لا دار له و لها يجمع من لا عقل له ؛ دنيا سراى كسى است كه از سراى آخرت بىبهره است و كسى براى دنيا جمع مىكند كه عقل و خرد ندارد » . آن فرشته عرض كرد : « سوگند به خدايى كه تو را به حق ، به نبوّت برانگيخته است ، من همين سخن را از فرشتهاى در آسمان چهارم هنگامى كه كليدها به من سپرده شد ، شنيدم » . « 2 » عبارت « إذ قبضت عنه أطرافها » اشاره به اين است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حاكميت و مالكيت و سلطنت همچون قيصرها و كسرىها را بر شهرها و كشورها نداشت و جملهء « و فطم عن رضاعها » اشاره به اين است كه از چرب و شيرين و غذاهاى رنگارنگ بهره نمىگرفت و عبارت « و زوي عن زخارفها » ناظر به اين است كه او هرگز از كاخها و مركبها و لباسهاى پر زرق و برق بهره نمىگرفت .
به هر حال ، امام عليه السّلام در برابر دلباختگان به دنيا بهترين اسوه و الگو را برگزيده و انگشت اشاره روى زندگانى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گذاشته است . كسى كه در حالاتش مىخوانيم : بر روى خاك مىنشست و همچون بردگان مىزيست و زندگانيش همچون زندگى ضعيفترين افراد بود ؛ گاه جز يك پيراهن كه بر تن داشت لباس ديگرى نداشت كه اگر دستور مىداد آن را بشويند پيراهنى كه در تن كند و به مسجد بيايد در خانه او نبود ؛ حتى بر دخترش
هامش
( 1 ) مستدرك الوسائل ، جلد 11 ، صفحهء 173 .
( 2 ) اصول كافى ، جلد 2 ، صفحهء 129 .