اسارت اشاره مىفرمايد : « و شما را از بند ذلّت و حلقههاى زنجير ستم آزاد كردم » ( و أعتقتكم من ربق « 1 » الذّلّ ، و حلق « 2 » الضّيم « 3 » ) .
چرا كه در دوران حكومت عثمان و سيطرهء بنىاميّه و بنى مروان بر حكومت اسلامى ، دامنهء ظلم و ستم در همه جا گسترده بود و كسى جز آن گروه خود كامه ، ارزش و نفوذى در جامعه نداشت ؛ امير مؤمنان على عليه السّلام آنها را از اين حكومت خود كامهء فاميلى و قبيلگى كه به دست افرادى شرور همچون بنى مروان و بنى اميّه اداره مىشد ، رهايى بخشيد .
و در پايان اين سخن به نكتهء لطيفى اشاره مىكند كه اين خدمات خالصانه نه به جهت حق شناسى و قدردانى شايستهء شما در برابر من است ، بلكه « همهء اينها براى سپاس فراوان من در برابر نيكى اندكى از سوى شما و چشم پوشى از بدىهاى فراوانى بود كه نسبت به من انجام داديد ؛ بدىهاى آشكارى كه چشم ، آن را مىديد و بدن ، آن را لمس مىكرد » ( شكرا منّي للبرّ القليل و إطراقا « 4 » عمّا أدركه البصر ، و شهده البدن ، من المنكر الكثير ) .
در حقيقت ، منظور امام اين است كه شما خدمتى به من نكرديد كه خدمات من براى شكر گزارى آن باشد ؛ بلكه مشكلات و دردسرهايى كه براى من آفريديد بسيار زياد است ؛ اگر من خدمتى به شما كردم براى خدا و اداى وظيفهء الهى بوده است .
مطابق اين تفسير ، « المنكر الكثير » در اين عبارت ، اشاره به نافرمانىها و سرپيچىها و بى وفايىهاى مردم در برابر امام است ؛ ولى جمعى از شارحان نهج البلاغه آن را به معناى منكرات و اعمال زشت و گناهان تفسير كردهاند و بعد گرفتار اين مشكل شدهاند
هامش
( 1 ) « ربق » جمع « ربقة » ( بر وزن فتنه ) به معناى طناب است كه با آن شخص يا چيزى را مىبندند . بعضى آن را به معناى طنابى كه دستگيرههاى متعدد داشته باشد ، تفسير كردهاند .
( 2 ) « حلق » جمع « حلقه » است ؛ همان چيزى كه در فارسى نيز به كار مىرود .
( 3 ) « ضيم » به معناى ظلم و ستم است .
( 4 ) « اطراق » به معناى چشم به زير انداختن و سپس به معناى سكوت و چشم پوشى نمودن از مطلبى نقل شده است .