گونهاى كه از حضور او در جمعشان احساس آرامش و خوش وقتى كنند .
بررسى تاريخ زندگانى امام عليه السّلام به خصوص در دوران حكومت ، نشان مىدهد كه در همه جا با مهر و محبّت با مردم رفتار مىكرد ؛ حتى خانههاى يتيمان و بيوه زنان را شبانه سركشى مىنمود و با دست خود ، آنها را تغذيه مىكرد ؛ يتيمان را نوازش مىداد ؛ بيوه زنان را تسليت مىگفت ؛ با رنجوران همدردى مىكرد ؛ با مخالفان مدارا مىنمود و با دوستان ، نهايت محبّت را مبذول مىداشت .
به عكس دوران حكومت عثمان كه با نهايت خشونت با مردم رفتار مىكردند ؛ حتى بر بزرگان اسلام ، همچون ابوذر ، عمار ياسر و عبد اللّه بن مسعود رحم نكردند و همان گونه كه مىدانيم ابوذر را با خشونت زياد به منطقهء بسيار بد آب و هواى ربذه تبعيد كردند و در آن جا از دنيا رفت و اطرافيان خليفه يا خود او عمار ياسر را به علت انتقاد مختصرى از نابسامانىهاى موجود در زمان عثمان چنان زدند كه به فتق مبتلا شد و يكى از دندههايش شكست و عبد اللّه بن مسعود ، قارى و حافظ معروف قرآن را نيز چنان بر زمين كوبيدند كه بدنش ناقص شد و بعضى گفتهاند : همين امر باعث مرگ او شد .
اگر امام عليه السّلام حتى برادرش عقيل را با ديگران در سهم بيت المال كاملا يكسان مىشمرد ، اطرافيان عثمان ، چنان بر اموال بيت المال چنگ انداخته بودند كه مردم ، عراق را بستان قريش و بنىاميّه مىناميدند . « 1 » در دوّمين خدمت خود به مردم مىفرمايد : « من در پشت سر نيز به پاسدارى از شما پرداختم » ( و أحطت بجهدي من ورائكم ) .
اشاره به اين كه شما را در مسير اطاعت و بندگى خدا از وسوسههاى شياطين جن و انس حفظ كردم و در برابر گزند دشمن از شما نگهدارى نمودم .
و در سوّمين و چهارمين خدمت به آزاد ساختن مردم از بند ذلّت و زنجيرهاى ظلم و
هامش
( 1 ) شرح ابن ابى الحديد ، جلد 2 ، صفحهء 129 ؛ از قول « سعيد بن عاص » فرماندار كوفه از جانب عثمان .