مرحله قدم بگذاريم و يك گام به پيش برويم دو گام به عقب بر مىگرديم و به گفتهء آن شاعر نكته سنج :
كلّما قدّم فكري في * ك شبرا فرّ ميلا
ناكصا يخبط في * عمياء لا يهدي سبيلا
هر زمان فكر من يك وجب به تو نزديك شود يك ميل فرار مىكند .
و به عقب بر مىگردد ، در تاريكىها غرق مىشود و راهى به جلو پيدا نمىكند .
اين موضوع به آن مىماند كه انسان منبع نور فوق العاده شديد و خيره كنندهاى را ببيند ، آهسته به آن نزديك شود ، ناگهان برق خيره كنندهء نور ، چنان او را تكان دهد كه سراسيمه به عقب برگردد .
به يقين با توجه به آن چه گفته شد هر گونه تشبيه و اندازهگيرى وصفى از كنه ذات او كنيم به راه خطا مىافتيم ؛ چرا كه او را تشبيه به مخلوقات كردهايم و گرفتار نوعى شرك شدهايم . در سوّمين وصف ، اشارهاى به آفرينش خداوند كرده ، مىفرمايد : « آفريدگان را بدون نمونهء قبلى و مشورت با مشاورى و بدون يارى كمك كارى آفريد ، و آفرينش موجودات به فرمان او كامل شد . همه اطاعتش را پذيرفتند و فرمانش را اجابت نمودند و رد نكردند و رام و تسليم وى شدند و به مخالفت برنخاستند » ( خلق الخلق على غير تمثيل ، و لا مشورة مشير ، و لا معونة معين ، فتمّ خلقه بأمره ، و أذعن « 1 » لطاعته ، فأجاب و لم يدافع ، و انقاد و لم ينازع ) .
قابل توجه اين كه تمام ابداعات انسانى برگرفته از نقشههاى قبلى در جهان طبيعت است . گاه عين آن را به وجود مىآورد و گاه در ميان چند چيز پيوند مىدهد و چند صورت را با هم تركيب مىكند و اشكال تازهاى مىآفريند ؛ ولى هيچ يك در واقع تازه نيست ؛ اما هنگامى كه به جهان آفرينش بنگريم ميليونها انواع گياه و حيوان دريايى و صحرايى و پرندگان و اشياى ديگر ، كه هر يك طرحى نو و بديع دارد ، به فرمان او آفريده شده است .
هامش
( 1 ) « أذعن » از مادهء « اذعان » به معناى اقرار كردن و فرمان بردن است .