تعطيل معرفت و شناخت قائل شويم ؛ بلكه مقصود اين است كه علم ما به آن ذات با عظمت بىنهايت از هر نظر تنها علم اجمالى است كه مىتوانيم از طريق آثارش به او اشاره كنيم و نه علم تفصيلى .
اين مسأله جاى تعجب نيست ؛ عظمت خداوند كه جاى خود دارد ؛ ما نسبت به بسيارى از موجودات عالم امكان ايمان داريم و مثل آفتاب براى ما روشن است در حالى كه از كنه آن بىخبريم ، ما مىدانيم روح وجود دارد ؛ نيروى جاذبه همه جا در دسترس ماست ، زمان و مكان موجودند ؛ اما حقيقت و كنه اين امور چيست ؟ كمتر كسى از آن خبر دارد و قرنهاست كه فلاسفه و علماى علوم طبيعى دربارهء آنها بحث مىكنند و هنوز به يك نقطهء مورد اتفاق نرسيدند .
از همه چيز نزديكتر به ما خود ما هستيم ؛ ما هنوز بسيارى از اسرار وجود خودمان را نمىدانيم تا آن جا كه نويسندهء معروف غربى « الكسيس كارل » كتابهايى با عنوان « انسان موجود ناشناخته » يا مانند آن نوشتهاند .
امام در ادامهء اين سخن به بيان يكى ديگر از اوصاف خداوند - كه تأكيدى است بر آن چه گذشت - مىفرمايد : « او خداوندى است ثابت و آشكار ، ثابتتر و آشكارتر از آن چه چشمها مىبيند و با اين حال دست تواناى عقلها نمىتواند حدّى براى او بيان كند تا شبيهى براى او يافت شود و ( نيروى پرجولان ) انديشهها هرگز اندازهاى براى او تعيين نمىكند تا همانندى داشته باشد » ( هو اللّه الحقّ المبين ، أحقّ و أبين ممّا ترى العيون ، لم تبلغه العقول بتحديد فيكون مشبّها ، و لم تقع عليه الأوهام بتقدير فيكون ممثّلا ) .
آرى ، وجود او اظهر الاشياست و كنهش در نهايت خفا ، آن چه با چشم مىبينيم ممكن است خطاب باصره باشد - كه دانشمندان انواع زيادى براى آن ذكر كردهاند - ولى علم به وجود خداوند خطايى در آن نيست . حضور او را در همه جا و در هر زمان و در هر حال احساس مىكنيم ؛ ولى با اين حال ، در فهم حقيقت ذات او حيرانيم و هرگاه در اين
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١١١