هر قيمتى ممكن است دهان حقگوى ابن عباس را ببندد « 1 » ) .
اينها همان چيزى است كه امام عليه السّلام دقيقا در خطبهء بالا به آن اشاره فرموده است .
دربارهء جنايات « بنى اميه » و شناسائى دقيق آنها از نظر قرآن و احاديث اهل سنّت و اعمالى كه براى مسخ و تحريف معارف اسلامى انجام دادند به جلد سوّم همين كتاب صفحهء 243 تا 253 مراجعه فرماييد .
تاريخ تكرار مىشود
آنچه در اين خطبه دربارهء عصر تاريك حكومت امويان بيان شده كه از قرآن جز خط و رسمى باقى نمىماند منحصر به آن زمان نيست و با نهايت تأسف بارها در نقاط مختلف تكرار شده ، هر چند به شدت دوران حكومت « بنى اميه » نبوده است ، حتى در عصر و زمان خود نيز نمونههايى از آن را مىبينيم .
در كلمات قصار حضرت ، تعبيرى ديده مىشود كه شايد فراگيرتر از تعبير بالا است مىفرمايد : « يأتي على النّاس زمان لا يبقى فيهم من القرآن إلّا رسمه و من الإسلام إلّا اسمه و مساجدهم يؤمئذ عامرة من البناء ، خراب من الهدى ، سكّانها و عمّارها شرّ أهل الأرض منهم تخرج الفتنة و إليهم تأوى الخطيئة ؛ بر مردم روزگارى خواهد آمد كه در بين آنان از قرآن جز خطوطش ، و از اسلام جز نامش ، باقى نماند . مساجدشان در آن زمان از جهت بنا و ساختمان ، آباد ، امّا از جهت هدايت ، خراب است . ساكنان و آباد كنندگان آن بدترين مردم روى زمينند ، فتنه و فساد از آنان بر مىخيزد و خطاها در آنها لانه مىكند » ( 2 ) .
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، جلد 44 صفحهء 124 .