تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
سپس امام عليه السّلام بار ديگر به تقويت روحيهء آنان پرداخته ، مىفرمايد : « عرب گر چه امروز از نظر تعداد كم است ولى با وجود اسلام بسيارند ، و با اجتماع ( و انسجامى كه در پرتو اين آيين پاك ) به دست آورده‌اند قدرتمند و شكست ناپذيرند ! » ( و العرب اليوم ، و إن كانوا قليلا ، فهم كثيرون بالإسلام ، عزيزون بالإجتماع ) . سپس بار ديگر به نتيجه‌گيرى اصلى پرداخته مىافزايد : « حال كه چنين است تو همچون قطب آسياب باش ، و آن را به وسيلهء عرب به گردش در آور ، و آتش جنگ را دور از خود شعله‌ور ساز ! » ( فكن قطبا ، و استدر الرّحا بالعرب ، و أصلهم « 1 » دونك نار الحرب ) . سپس به دليل آن پرداخته ، مىفرمايد : « چرا كه اگر شخصا از اين سرزمين خارج شوى ، ممكن است اعراب باقيمانده ( كه در ميان آنها منافقان وجود دارند ) از اطراف و اكناف سر از فرمانت برتابند ، تا آن جا كه نقاط آسيب پذيرى كه پشت سرگذارده‌اى از آنچه پيش روى دارى مهمتر خواهد بود ! » ( فإنّك إن شخصت « 2 » من هذه الأرض انتقضت عليك العرب من أطرافها و أقطارها ، حتّى يكون ما تدع وراءك من العورات « 3 » أهمّ إليك ممّا بين يديك ) .
هامش
( 1 ) « اصل » از مادّهء « صلى » ( بر وزن سعى ) به معنى ورود در آتش يا سوختن در آن است و هنگامى كه به باب افعال مىرود به معنى افكندن در آتش مىآيد و اين تعبير در خطبهء بالا اشاره به اين است كه وقتى لشكريان در آتش جنگ مشغول فعاليتند خود را از آنها دور دار تا دشمن نتواند به تو آسيب برساند . ( 2 ) « شخصت » از مادّهء « شخوص » ( بر وزن خلوص ) در اصل به معنى خارج شدن از منزل يا شهر است و از آن جا كه به هنگام بيرون رفتن ، انسان نمايان مىشود به بلنديها و قامت انسان كه از دور ظاهر مىشود اطلاق شده است و به مسافر « شاخص » مىگويند چون به هنگام ورودش به شهر نمايان است . اين واژه به هر چيز بلندى نيز اطلاق مىشود . ( 3 ) « عورات » جمع « عورت » در اصل به معنى عيب و عار است و از آن جا كه آشكار ساختن آلت جنسى مايهء عيب و عار است در لغت عرب به آن « عورت » اطلاق شده ، ولى اين واژه معنى وسيعتر و گسترده‌ترى نيز دارد و آن نقطهء آسيب پذير و آنچه انسان از آن بيم و وحشت و نگرانى دارد و از آن جايى كه مرزهاى هر كشورى از مناطق آسيب پذير و نگران كننده است اين واژه در اين مورد نيز به كار مىرود ولى در خطبهء بالا بر خلاف آنچه بسيارى از شارحان گفته‌اند به معنى مرزها نيست بلكه منظور نقاط آسيب پذير و نگران كننده در داخل كشور اسلام است كه از سوى منافقان ممكن است مورد هجوم واقع شود و جملهء « ما تدع وراءك » گواه بر اين معناست ؛ زيرا هنگامى كه لشكر به سوى دشمن خارجى حركت مىكند آنچه پشت سر او قرار مىگيرد بخشهاى داخلى كشور است .