و در پايان اين بخش از خطبه ، امام عليه السّلام به حديث معروف پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دربارهء انحصار امامت به قريش و فرزندان هاشم اشاره كرده ، مىفرمايد : « به يقين امامان از قريش هستند و درخت وجودشان در سرزمين اين نسل از « هاشم » غرس شده است ، اين مقام در خور ديگران نيست و زمامداران غير از آنها ، شايستگى ولايت و امامت را ندارند » . ( إنّ الأئمّة من قريش غرسوا في هذا البطن من هاشم ؛ لا تصلح على سواهم ، و لا تصلح الولاة من غيرهم ) .
امام عليه السّلام با اين بيان كه اشاره به حديث معروف پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دارد كه مىفرمايد : « الأئمّة من قريش ؛ امامان از قريش هستند » . و سپس آن را به شاخهء خاص « بنى هاشم » منحصر مىكند ، روشن مىسازد كه مدعيان خلافت و امامت غير از بنى هاشم شايستگى اين مقام را ندارند ، و براى پيدا كردن امامان واقعى بايد هر زمان در بنى هاشم جستجو كرد .
نكتهها گوشهاى از احاطه علمى على عليه السّلام
سياست بازان حرفهاى براى رسيدن به مقصود خود ، گاهى واضحترين مسائل را انكار مىكنند يا با توجيهات نادرست از كنار آن مىگذرند ، كه يكى از مصداقهاى آن مسألهء برترى بخشيدن بعضى از صحابه را بر على عليه السّلام بايد شمرد ، تا آن جا كه « ابن عباس » را كه به شاگردى على عليه السّلام در تفسير افتخار مىكرد ، بر او مقدّم داشتند ! « 1 » ، و « زيد بن ثابت » را در آگاهى بر احكام ميراث ، و « ابى بن
هامش
( 1 ) دكتر « ذهبى » در كتاب خود « التفسير و المفسرون » از ابن عباس چنين نقل مىكند : « ما اخذت من تفسير القرآن إلّا من عليّ ابن أبيطالب : آنچه را از تفسير قرآن فرا گرفتم از على ابن ابيطالب بود » ( جلد 1 ، صفحهء 89 ) و نيز از ابن عباس نقل شده است كه مىگويد : « و ما علمي و علم اصحاب محمّد في علم عليّ إلّا كقطرة في سبعة أبحر ؛ علم و دانش من و تمام اصحاب محمّد صلّى اللّه عليه و آله در برابر علم على عليه السّلام مانند قطرهاى است در برابر هفت دريا » ! ( الغدير ، جلد 2 ، صفحهء 45 در شرح ديوان حسان ) .