تجعلنا من القانطين ، و لا تهلكنا بالسّنين « 1 » ، و لا تؤاخذنا
« بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا »
؛ يا أرحم الرّاحمين ) .
اشاره به اين كه : گر چه گروهى از افراد نادان كارهايى كردهاند كه مستحق قطع فيض خدا شدهاند ، ولى تو با فضل و كرمت با همه ما رفتار كن ، نه با عدالتت كه اگر حساب عدالت در كار باشد كار ما مشكل مىشود ، و اگر حساب رحمت باشد همه چيز سامان مىيابد .
و از آن جا كه شرط اجابت دعا اين است كه انسان خود را ناتوان ببيند و خدا را توانا بر همه كار ، در ادامهء اين دعا عرضه مىدارد : « خداوندا ! » ما به سوى تو آمدهايم تا از چيزى شكايت به درگاهت آوريم كه از تو پنهان نيست ، هنگامى كه مشكلات طاقت فرسا ما را به درگاه تو فرستاده ، و خشكسالى و قحطى به ناچار ما را به اين جا آورده ، نيازهاى سخت ، ما را خسته كرده ، و فتنههاى مشكل آفرين ، پى در پى دامان ما را گرفته است » ( اللّهمّ إنّا خرجنا إليك نشكو إليك ما لا يخفى عليك ، حين ألجأتنا المضايق الوعرة « 2 » ، و أجاءتنا « 3 » المقاحط « 4 » المجدبة « 5 » ، و أعيتنا المطالب المتعسّرة ، و تلاحمت « 6 » علينا الفتن المستصعبة ) .
هامش
( 1 ) « سنين » جمع « سنه » به معنى سال است ولى هنگامى كه با كلمه « هلاكت » يا « اخذ » استعمال شود به معنى قحط سالى است .
( 2 ) « الوعرة » به معنى سنگلاخ است ولى بطور كنايه به تنگناهاى سخت زندگى نيز اطلاق مىشود .
( 3 ) « اجائت » از مادّهء « مجيىء » است كه به باب افعال رفته و به معنى ناگزير ساختن و بيچاره كردن است .
( 4 ) « مقاحط » جمع « مقحطه » از مادّهء « قحط » به معنى سالهاى خشك و قحطى است .
( 5 ) « مجدبه » از مادّهء « جدب » ( بر وزن جعل ) به معنى كمبود نعمت ، بنابر اين « مجدبه » به سالهايى گفته مىشود كه مردم از نظر ارزاق گرفتار مشكلات مىشوند .
( 6 ) « تلاحمت » از مادّهء « تلاحم » به معنى اتصال و پشت سر هم آمدن است .