ظالمانه ) است ، و او عمّال حكومتهاى ظالم پيشين را بر اعمال بدشان كيفر مىدهد » ( ألا و في غد - و سيأتي غد بما لا تعرفون - يأخذ الوالي من غيرها عمّالها على مساوىء أعمالها ) .
سپس به اوضاع رضايت بخش و پر خير و بركتى كه بعد از قيام او به وجود مىآيد ، اشاره كرده ، مىفرمايد : « در آن زمان ، زمين گنجهاى درونش را بيرون مىريزد و كليدهايش را تسليم وى مىكند ، آن وقت او روش عدالتگسترى را به شما نشان مىدهد ، كه چگونه است و آنچه را از كتاب و سنت مرده است زنده مىكند ! » ( و تخرج له الأرض أفاليذ « 1 » كبدها ، و تلقي إليه سلما مقاليدها ، فيريكم كيف عدل السّيرة ، و يحيي ميّت الكتاب و السّنّة ) .
از يكسو : در حكومت مهدى عليه السّلام معادن گرانبهاى درون زمين به آسانى كشف مىشود .
و از سوى ديگر : كليد اين منابع و يا كليد حكومت سرتاسر زمين در اختيار او قرار مىگيرد .
و از سوى سوّم : با برخوردارى از آن منابع غنى و اين حكومت فراگير ، آيين عدالت را در سراسر زمين گسترش مىدهد .
از سوى چهارم : تعليمات و ارزشهاى فراموش شدهء قرآن و سنّت را احيا مىكند ، و به اين ترتيب مردم از نظر مادّى و معنوى در مسير تكامل قرار مىگيرند ، و آسوده خاطر در اين راه پيش مىروند . در سايهء حكومت مهدى عليه السّلام عقلها كامل مىشود و ارزشهاى انسانى زنده مىگردد و انواع مواهب الهى در
هامش
( 1 ) « افاليذ » جمع « افلاذ » و آن جمع « فلذ » ( بر وزن فكر ) به معناى كبد شتر ، يا كبد هر انسان يا حيوانى است و « فلذة » به معناى قطعهاى از كبد مىآيد و در عبارت بالا منظور اشياى گرانقيمت و گنجها و معادن گرانبهايى است كه در درون زمين نهفته است .