سخت آخر الزمان مىكند كه نخست جنگهاى خونين و ويرانگر ، جوامع بشرى را تحت شديدترين فشارها قرار مىدهد و ظلم و جور همه جا را پر مىكند ، سپس نمايندهء عدل الهى ظاهر مىگردد ، به جنگها و ستيزها پايان مىبخشد ، زمين را پر از عدل و داد مىكند ، وسايل رفاه و بهزيستى را فراهم مىسازد .
مىفرمايد : ( اين وضع همچنان ادامه مىيابد ) « تا چنگ همچون حيوان خطرناك و خشمگينى روى پاهاى خود بايستد در حالى كه دندانهايش آشكار باشد ! » ( حتّى تقوم الحرب بكم على ساق ، باديا نواجذها « 1 » ) .
سپس به پيروزيهاى آغاز جنگ و تلخيهاى سرانجام آن اشاره كرده ، مىفرمايد : « پستانهايش پر از شير است و نوشيدنش شيرين ، اما سرانجامش تلخ و ناگوار مىباشد ! » ( مملوءة أخلافها « 2 » ، حلوا رضاعها ، علقما « 3 » عاقبتها ) .
گويى جنگ شيرهاى شيرين و در عين حال مسمومى در پستان دارد ، كه افراد هوسباز را به اميد پيروزى سريع به سوى خود مىكشد ؛ ولى عاقبت آنها را زمينگير و متلاشى مىسازد .
سپس به ظهور حكومت الهى اشاره كرده ، مىفرمايد : « آگاه باشيد ! فردا - همان فردايى كه حوادثى با خود مىآورد كه شما نمىدانيد - كسى بر شما حكومت خواهد كرد كه از غير آن طايفهء ( آتش افروزان جنگهاى خونين و
هامش
( 1 ) « نواجذ » جمع « ناجذ » به معنى دندانهاى آسياب كه بعد از « انياب » ( نيشها ) واقع شده است مىباشد و گاه آن را به معنى همهء دندانها تفسير كردهاند و در خطبهء بالا مناسب همين معناست .
( 2 ) « اخلاف » جمع « خلف » ( بر وزن جلف ) به معناى نوك پستان شتر ماده است و گاه به معناى نوك پستان ساير حيوانات مانند گاو و گوسفند نيز گفته مىشود .
( 3 ) « علقما » بوتهاى است بسيار تلخ كه به آن « حنظل » نيز گفته مىشود . اين واژه به هر چيز تلخى نيز اطلاق مىشود .