دست به دست بر دوش مىبردند و با سرانگشتان نگاه مىداشتند ( گويى از گرفتن تابوت آنها با تمام دست خود نفرت و وحشت داشتند ) آيا نديديد كسانى را كه آرزوهاى دراز داشتند و كاخهاى ( رفيع و ) استوار بنا كردند و اموال فراوانى گرد آوردند چگونه خانههايشان گورستان شد و آنچه را جمع كرده بودند بر باد رفت و از چنگشان خارج گشت ؟ اموالشان به دست وارثان افتاد و همسرانشان در اختيار ديگران قرار گرفتند ( و از همه اسفناكتر اين كه ) نه مىتوانند چيزى بر حسناتشان بيفزايند و نه از گناهان خود توبه كنند !
شرح و تفسير ديدى چه سان مرگ بر آنها فرود آمد ؟
امام عليه السّلام در اين بخش از كلمات پر معنى خود در اين خطبه همگان را هشدار مىدهد كه اين زندگى به هر حال پايان مىگيرد و دير يا زود - كه در هر حال زود است - بايد از اين جهان رخت بر بندد و به سراى جاويدان عزيمت كند و در برابر اعمال خويش ، قرار گيرد مىفرمايد :
« به خدا سوگند اين را كه مىگويم جدّى است نه شوخى و بازى ، واقعيت است ، نه دروغ ، و آن اين كه چيزى جز مرگ ( در پايان كار ) نيست ( همان مرگى كه ) مناديش بانگ خود را به گوش ( همگان ) رسانده و ساربانش با آواز حدى ( همه را ) به سرعت پيش مىبرد » . ( فإنّه و اللّه الجدّ لا اللّعب ، و الحقّ لا الكذب . و ما هو إلّا الموت أسمع داعيه « 1 » ، و أعجل حاديه « 2 » ) .
هامش
( 1 ) « أسمع » فعل است و « داعى » فاعل و ضمير آن به « موت » بر مىگردد و مفعول آن « جميع الناس » است كه محذوف مىباشد يعنى دعوت كننده و منادى مرگ صداى خود را به گوش همگان رسانده است .
( 2 ) « حادى » از مادّهء « حداء » به معنى كسى است كه با آواز مخصوص خود شتران را سرگرم مىكند و به حركت سريع وامىدارد و اين جمله نيز شامل فعل و فاعل و همچنين مفعول محذوف است ( مانند جملهء سابق ) .