الأعظم . إنّ في الفرار موجدة « 1 » اللّه و الذّلّ اللّازم . و العار الباقي . و إنّ الفارّ لغير مزيد في عمره . و لا محجوز « 2 » بينه و بين يومه ) .
از يكسو آنها را به عنوان پيشگامان و شخصيتهاى برتر عرب كه چشمها به سوى آنها دوخته شده است مىشمرد ، و از سوى ديگر آثار نكبت بار فرار را به آنها يادآور مىشود كه خشم و غضب الهى و ذلت هميشگى و ننگ جاودانه است و از سوى سوّم اين نكته را به آنها يادآور مىشود كه اگر هدف از فرار عمر بيشتر و زندگى طولانىتر است اين هدف با فرار حاصل نمىشود زيرا آن روزى كه براى مرگ در سرنوشت انسان رقم زده شده است قابل تغيير نيست .
آرى ممكن است انسان تصوّر كند كه با فرار حاصل نمىشود زيرا آن روزى كه براى مرگ در سرنوشت انسان رقم زده شده است قابل تغيير نيست .
آرى ممكن است انسان تصوّر كند كه با فرار عمر طولانىترى خواهد داشت ، به فرض كه چنين باشد آيا به اين عواقب سهگانه ، خشم خدا ، ذلّت و ننگ ابدى مىارزد .
قرآن مجيد ، به آنها از شركت در ميدان جهاد نگران بودند كه جان آنها در خطر مرگ است مىفرمايد : « قل لو كنتم في بيوتكم لبرز الّذين كتب عليهم القتل إلى مضاجعهم ؛ بگو اگر در خانههاى خود بوديد آنهايى كه كشته شدن بر آنها مقرر شده بود قطعا به سوى آرامگاه خود مىرفتند و ( در همان خانههايشان ) به قتل مىرسيدند « 3 » » .
امام عليه السّلام در آخرين جمله از اين فراز آنها را با عباراتى كوتاه و پر معنى تشويق به جهاد با دشمن مىكند :
هامش
( 1 ) « موجده » از مادّهء « وجد » ( بر وزن نجد ) به معنى خشم و غضب و گاه به معنى اندوه آمده است . و در اين جا به معنى اوّل است .
( 2 ) « محجوز » از مادّهء « حجز » به معنى منع كردن است .
( 3 ) آل عمران آيهء 154 .