اين سخن مربوط به جنگ « صفّين » است كه امام عليه السّلام مردم را از تسليم در برابر قبول پيشنهاد « حكميّت » نهى كرده بود و سپس آنها را به قبول آن دعوت كرد ، ماجرا از اين قرار بود ، كه « عمرو عاص » در آستانه شكست لشكر شام ، حيلهاى انديشيد و دستور داد قرآنها را بر سر نيزهها كنند و اصحاب و ياران على عليه السّلام را دعوت به « حكميّت قرآن » كنند ؛ گروه زيادى از ساده لوحان فريب خورده ، دست از جنگ برداشتند ، پيشنهاد شاميان را پذيرفتند و براى بررسى حكم قرآن دربارهء سرنوشت جنگ ، اصرار نمودند ، كه يك نفر از لشكر امام به عنوان « حكميّت » پذيرفته شود و يك نفر از لشكر شام حتّى امام را تهديد كردند كه : « إن لم تفعل قتلناك كما قتلنا عثمان ؛ اگر اين پيشنهاد را عمل نكنى تو را مىكشيم همان گونه كه عثمان را كشتيم » .
امام عليه السّلام كه به خوبى مىدانست اين دام خطرناكى است كه بر سر راه آنها گذاشته شده با اين كار مخالف بود و اصرار بر ادامهء نبرد داشت ؛ ولى به حكم اجبار ، تن به مسألهء حكميّت داد و همين امر سبب شد كه بعضى از سادهلوحان به امام خرده گيرند كه چرا يك روز ما را از اين كار نهى كردى ، و روزى به آن امر مىكنى ؟
اين خطبه پاسخى است ، به اين ايراد . و براى تكميل پاسخ ، امام عليه السّلام به چند نكته اشاره مىكند .
نخست مىفرمايد : اين نتيجهء كار خود شماست كه از امام و پيشوايتان پيروى نكرديد اگر به دستور من عمل مىكرديد و جهاد را ادامه مىداديد ، امروز در اين تنگنا گرفتار نبوديد .
سپس امام عليه السّلام : نقطههاى ضعف آنها را كه منجر به اين مشكل عظيم شده ، بيان مىكند .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٠٨