ولى در خطبههاى متعدّدى گروه ديگرى از يارانش را زير ضربات سرزنش و ملامت قرار مىدهد و اين بعد از جنگ « صفّين » بود كه اختلاف كلمه ، و نافرمانى و ضعف و سستى در عقيده و اراده ، سبب شكست گرديد ، آن هم در آخرين لحظاتى كه نزديك بود پيروزى به ثمر رسد .
آن تشويق و اين سرزنش نشان مىدهد كه همهء اينها روى حساب بوده است ، نه تناقضى در ميان بوده و نه سخنى بر خلاف حكمت و مصلحت گفته شده است ، امّا آنها كه از شأن ورود اين سخنان آگاه نيستند ممكن است گرفتار اشتباه شوند .
نكتهء ديگر اين كه : در اين سخن كوتاه ، امام عليه السّلام وظيفه مردم را در مقابل حكومت ، مشخص ساخته است . از يكسو بايد براى جذب مشتاقان و طرد كينهتوزان به امام و رهبر ، كمك كنند و از سوى ديگر همهء كارهاى سياسى و اجتماعى و نظامى را مورد دقّت قرار دهند و هر پيشنهاد مفيد و انتقاد سازندهاى دارند بيان كنند .
و در آخرين جملهء اين خطبه به نكتهء مهمى اشاره مىكند و آن مسأله ولايت الهيه است .
همان چيزى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در خطبهء « غدير » بيان فرمود گفت :
« الست أولى بكم من أنفسكم ؟ ؛ آيا من نسبت به شما از خودتان سزاوارتر نيستم ؟ » مردم گفتند : آرى تو سزاوارترى ! سپس فرمود : « من كنت مولاه فهذا عليّ مولاه ؛ هر كس من مولاى اويم ، على مولاى اوست » و به اين وسيله بهانهء تمام بهانهجويان را قطع فرمود ، تا هيچ كس نگويد كه مولا در اين جا به معناى دوست است .
جالب اين كه : « علامهء امينى » - رضوان اللّه عليه - جملهء الست أولى بكم
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٧٨