ناپايدارى امور و بلاى جهل حيران و سرگردان بودند » . ( و استخفّتهم الجاهليّة الجهلاء ؛ حيارى في زلزال من الأمر ، و بلاء من الجهل ) .
به اين ترتيب ، ريشهء اصلّى بدبختى آنها جهل و گمراهى و هوا پرستى و فتنهگرى و تكّبر بود ؛ صفات زشت و ناپسندى كه هر يك از آنها در جامعهاى پيدا شود ، براى سقوط آن كافى است ؛ تا چه رسد كه همه آنها يك جا جمع باشد ! از اينجا روشن مىشود كه مشكلات عصر جاهليّت تا چه اندازه زياد ، و پيچيده و نگران كننده بود و نيز روشن مىشود كسى كه بر آنها غلبه يافت ، به يقين مؤيّد به تأييدات الهى و امدادهاى غيبى بوده است .
در پايان اين خطبه ، به برنامههاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اشاره كرده و در جملههاى كوتاهى حقّ سخن را ادا مىكند ؛ مىفرمايد : « در اين هنگام ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در نصيحت آنها نهايت كوشش را به خرج داد ، ( و با سخنان دلنشين و منطقى و حساب شدهء خود و استمداد از وحى آسمانى ، به تدريج در آنها نفوذ كرد ! ) » . ( فبالغ صلّى اللّه عليه و آله في النّصيحة ) .
« و در راه راست حركت مىنمود ( و مردم را به دنبال خود به حركت وامىداشت ) و به سوى حكمت و دانش و موعظهء نيكو دعوت مىكرد » . ( و مضى على الطّريقة و دعا إلى الحكمة ، و الموعظة الحسنة ) .
در واقع ، ابزار پيشرفت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در چهار چيز خلاصه شده : نخست ، نصيحت و خيرخواهى ، به طورى كه مردم باور كرده بودند او براى نجات آنها تلاش مىكند . سپس ، اهل عمل بودن كه خود بر طريقهاى گام برمىداشت كه به آن دعوت كرده بود و سوم ، مردمى را كه گرفتار جاهليّت سخت و بلاى نادانى و حيرت و سرگردانى بودند به علم و دانش فرا خواند و سرانجام ، به مواعظ حسنه و خطابههاى عاطفى كه در اعماق قلب نفوذ مىكرد ، دعوت نمود .
جمعى از « شارحان نهج البلاغه » براى دو جملهء اخير ، تفسير ديگرى ذكر كردهاند و
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 279
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٧٩