تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
روشنى بين اين بخش و قبل آن ديده نمىشود ، ولى در عين حال ، بعيد نيست كه رابطهء معقولى بين اين دو بخش خطبه باشد ، يعنى آنچه حذف شده كم و كوتاه بوده است . گويى امام عليه السّلام اشاره به آخرين جمله از بحث گذشته مىكند كه فرموده : آنچه را نمىدانيد و نمىبينيد در آن گمانه‌زنى نكنيد و با حدس و تخمين ، دربارهء آن سخن نگوييد . از جمله اين كه : گمان نبريد حكومت بنىاميّه ، براى هميشه به كام آنها است ، چنين نيست ! چند صباحى مىگذرد و حكومت آنها براى هميشه سقوط مىكند . مرحوم « سيّد رضى » اين بخش را چنين شروع مىكند ، مىگويد قسمت ديگرى از اين خطبه چنين است : « ( دائره حدس و گمان تا آنجا گسترش يافت كه ) بعضى گمان كردند دنيا به كام بنىاميّه مىگردد و همهء خوبىهايش را به آنان مىبخشد و آنها را از سرچشمهء زلال خود ، سيراب مىسازد ، و ( نيز گمان كردند كه ) تازيانه و شمشير آنها از سر اين امّت برداشته نخواهد شد ! » ( حتّى يظنّ الظّانّ أنّ الدّنيا معقولة « 1 » على بني أميّة ، تمنحهم درّها « 2 » ، و توردهم صفوها ، و لا يرفع عن هذه الأمّة سوطها و لا سيفها ) تعبير ( معقولة على بني أميّة ) كه ترجمهء تحت اللّفظى آن ، اين است كه : « شتر دنيا را عقال و پاىبند زده‌اند و به دست بنىاميّه سپرده‌اند » ، كنايهء لطيفى است از تسليم چيزى ، در برابر كسى . و جملهء ( تمنحهم درّها ) كه معناى تحت اللّفظى آن ، چنين است : « شتر دنيا ، شير خود را تمام به بنىاميّه مىبخشد » مكمّل جملهء سابق
هامش
( 1 ) « معقوله » از مادّهء « عقال » به معناى طنابى است كه پاى شتر را بعد از خم كردن ، با آن مىبندند ، تا نتواند برخيزد و همچنان در محل خود بماند و « شتر معقوله » به چنين حيوانى گفته مىشود و سپس به عنوان كنايه در امورى كه پايدار است ، به كار مىرود . ( 2 ) « درّ » در اصل به معناى ريزش شير از پستان است ، سپس به ريزش مايعاتى مانند باران و امثال آن اطلاق شده و به عنوان كنايه ، در مواهب مختلف مادّى به كار مىرود .