است ، كه بيانگر فرمانهاى الهى و ترجمان وحى است ، همان گونه كه زبان ، چيزى از خودش نمىگويد ، بلكه ترجمان دل و روح انسان است .
اين احتمال نيز در تفسير جملهء بالا داده شده است كه « زبان آن بزرگواران ، جز به صدق و راستى گردش نمىكند » چه در امورى كه از خدا و پيامبر نقل مىكنند و چه در سخنانى كه از وجودشان مىجوشد ، همه صدق است و همه راستى ! البته اين دو تفسير با هم تضادّى ندارد و مىتواند در معناى جمله ، جمع باشد .
در آخرين جمله از اين فراز مىفرمايد : « حال كه چنين است ، آنها را در بهترين جايى كه قرآن را در آن حفظ مىكنيد ( در درون جان و روحتان ) قرار دهيد و همچون تشنگان ، براى سيراب شدن ، به سرچشمههاى ( زلال علوم ) آنان روى آوريد . » ( فأنزلوهم بأحسن منازل القرآن ، وردوهم ورود الهيم « 1 » العطاش ) :
قرآن ، گاه بر زبان انسان جارى مىشود و گاه در عمل او ظاهر مىگردد و گاه در عمق روح و جان او ، جاى مىگيرد و تمام وجودش را روشن مىكند ؛ بهترين جايگاه قرآن از اين سه محل ، همان جايگاه اخير است ، جملهء بالا مىگويد : « محبّت اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در عمق روح و جان خود پذيرا شويد ! همان گونه كه بهترين جايگاه قرآن روح و جان شماست . » اين جمله ، در حقيقت تأكيدى است بر « حديث ثقلين » كه عترت را در كنار قرآن قرار مىدهد و عموم مسلمانان را به پيروى از هر دو دعوت مىنمايد و بر عدم جدايى آن دو از يكديگر ، تا دامنهء قيامت ، تأكيد مىكند .
تفسير ديگرى براى اين جمله نيز ذكر شده است و آن اينكه : « آنها را در بهترين جايگاهى كه قرآن توصيه مىكند جاى دهيد » و آن ، جايگاه امامت و پيشوايى خلق است ، كه در آياتى همچون آيهء
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ »
« 2 » » و آيهء
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما
هامش
( 1 ) « هيم » جمع « اهيم » در اصل به معناى شتر تشنه است ، به شنهاى خشكى كه آب را به درون خود مىبلعد و گويى تشنه است نيز اين واژه اطلاق مىشود .
( 2 ) سورهء مائده ، آيهء 55 .