تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
مىدانيم « غبطه » آن است كه انسان آرزو كند ، نعمت‌هاى مهمّى كه نصيب ديگرى شده ، نصيب او هم بشود . بنابراين ، « مغبوط » صاحب نعمتى است كه مردم به حال او غبطه مىخورند و از آنجا كه اگر انسان بتواند در فراز و نشيب‌هاى زندگى و كشاكش روزگار ، دين و ايمان خود را حفظ كند ، بزرگترين نعمت الهى شامل حال او شده ، سزاوار است كه همگان به حال او غبطه خورند و طبق قاعدهء ادبى كه « تقديم خبر بر مبتدا ، مفيد حصر است » تعبير جملهء بالا نشان مىدهد كه تنها نسبت به كسى بايد غبطه خورد ، كه دين و ايمانش در برابر طوفانهاى زندگى محفوظ بماند ، نه به كسانى كه به مقام‌هاى زودگذر و اموالى كه در مسير فناست و يا ساير امكانات زندگى مادّى ، دست يافته‌اند . در پنجمين جمله مىفرمايد : « سعادتمند آن كسى است كه از سرنوشت ديگران پند و اندرز گيرد . » ( و السّعيد من وعظ بغيره ) . بىشك ، حوادث تلخ زندگى و تجربه‌هاى دردناك ، وسيلهء هوشيارى و مايهء پند و اندرز انسان است ، ولى چه بهتر اينكه انسان به جاى آنكه خودش اشتباهات را تجربه كند و به نتايج تلخ آن برسد ، از سرنوشت ديگران كه وضع مشابهى با او داشته‌اند ، عبرت گيرد و تجربه بيندوزد . چنين كسانى به فردى مىمانند كه خانه‌اى در مجاورت باغ بزرگى دارند ، مشكلات نگاهدارى باغ ، بر عهدهء ديگرى است ، ولى هواى لطيفش نصيب او مىشود . و از آنجا كه سرنوشت افراد در زندگى ، غالبا شبيه هم است و به تعبير ديگر : « تاريخ همواره تكرار مىشود ! » هر كسى مىتواند بخش‌هايى از سرنوشت خود را در آينهء زندگى ديگران تماشا كند . بنابراين ، نمىتوان كسى را پيدا كرد كه مشمول جملهء بالا نشود و از زندگى ديگران عبرت نگيرد . بعضى از « مفسّران نهج البلاغه » جملهء « و السّعيد من وعظ بغيره » را جزو