تا علوم انسانى و مكاتب مختلف فلسفى را بيان كرده است ، بلكه منظور اين است قرآن ، تمام آنچه را به خاطر آن نازل شده است و هدف اصلى اين كتاب آسمانى را تشكيل مىدهد - كه همان مسألهء انسانسازى و سعادت بشر در تمام زمينههاست - در بر دارد : معارف دينى ، حقايق مربوط به مبدأ و معاد ، وظايف انسان در پيشگاه خدا ، وظايف انسانها در برابر يكديگر ، مسائل اخلاقى ، مسائل اجتماعى و نيازهاى اقتصادى ، همه را بيان كرده ، گاه انگشت روى جزئيات گذاشته و تمام ريزهكارىها را بيان نموده ( مانند احكام مربوط به قراردادهاى مالى و اسناد بدهكارى كه در طولانىترين آيهء قرآن ( آيهء 282 بقره ) هيجده حكم دربارهء آن بيان شده ) و گاه به بيان اصول كلّى و قواعد عامّه كه از قبيل « باب ينفتح منه ألف باب ، درى است كه هزار در از آن گشوده مىشود » بسنده كرده است .
اين تعبير قرآنى كه در خطبهء بالا و روايات معصومين روى آن تكيه شده ، به مسلمانان گوشزد مىكند كه هر هدايتى را مىخواهند ، در قرآن جستجو كنند .
پاسخ به يك پرسش
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه با وجود قرآن مجيد - با اين اوصاف - ديگر چه نيازى به سنّت پيامبر و جانشينان معصوم اوست ؟
پاسخ اين سؤال روشن است و آن اينكه بسيارى از آيات ، نياز به شرح و تفسير و بيان شرايط و ذكر موارد استثنا دارد و يا متشابهاتى است كه بايد در پرتو محكمات به وسيلهء معصومين عليهم السّلام تفسير شود .
فى المثل ، قرآن سخن از « زكات » به ميان آورده و تنها اصناف هشتگانهء مستحقّين را بر شمرده ، ولى اجناسى كه زكات به آنها تعلّق مىگيرد و مقدار نصاب و