سپس به دلايل ايمان به چنين خدايى پرداخته ، مىفرمايد : « و به او ايمان مىآورم كه مبدء هستى است و ظاهر و آشكار است ، و از وى هدايت مىطلبم كه نزديك و راهنماست ، و از او يارى مىجويم كه پيروز و تواناست ، و بر او توكّل مىكنم كه از ديگران بىنيازم كرده ، و يارى مىدهد » ( و أو من به أوّلا باديا « 1 » ، و أستهديه قريبا هاديا ، و أستعينه قاهرا قادرا ، و أتوكّل عليه كافيا ناصرا ) .
در اين جملههاى كوتاه و پرمعنا امام عليه السّلام هر نكتهاى را با دليل روشن ، گويا و فشردهاى قرين ساخته ، ايمان به او را به اين دليل مدلّل مىكند كه او سرآغاز هستى و واجبالوجود و آثار عظمتش سراسر جهان هستى را فراگرفته است و هدايت را به اين دليل از او مىطلبد كه او هم زمام هدايت بندگان را در كف گرفته و هم به آنها نزديك است و يارى را به اين دليل از او مىطلبد ، كه بر همه چيز قادر و توانا است و توكّل را به اين دليل بر ذات پاكش دارد ، كه او يار و ياورى است كفايت كننده ! و از آنجا كه ركن دوم ايمان - بعد از اقرار به توحيد پروردگار - شهادت به نبوّت است ، امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن مىافزايد : « و گواهى مىدهم كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله بنده و فرستادهء او است » ( و أشهد أنّ محمّدا - صلّى اللّه عليه و آله - عبده و رسوله ) .
سپس در يك عبارت كوتاه ، وظايف سنگين نبوّت او را در سه جمله بيان مىفرمايد و مىگويد : « خداوند او را فرستاده تا فرمانش را اجرا كند ، و اتمام حجّت نمايد ، و ( بندگان را در برابر مخالفت فرمانش ) بيم دهد » . ( أرسله لإنفاذ أمره ، و إنهاء عذره ، و تقديم نذره « 2 » ) .
هامش
( 1 ) « بادى » از مادّهء « به دو » ( بر وزن سرو ) در اصل به معناى ظاهر شدن و آشكار گشتن است و به معناى سرآغاز نيز مىآيد . در خطبهء بالا هر دو معنا مناسب است ، چرا كه خداوند هم سرآغاز هستى است و هم آثار وجودش ظاهر و آشكار است به گونهاى كه پهنهء زمين و آسمان را فراگرفته است .
( 2 ) « نذر » جمع « نذير » به معناى بيم دهنده است و در اينجا اشاره به آيات و اخبار الهى است كه در آن نسبت به نافرمانى و عصيان هشدار داده شده است .