امام عليه السّلام در جملهء اوّل اشاره به همين معنا مىكند ، مىگويد : « خداوند بسيار بالاست و در عين حال بسيار نزديك است ! بلندى مقام او به خاطر قدرت اوست و نزديكى او به خاطر نعمت و منّت اوست .
و در دومين جمله ، او را مبدأ بركات مىشمرد چه جنبهء مثبت داشته باشد چه جنبهء منفى ، خدا را بخشندهء هر غنيمت و فضلى مىداند و در عين حال بر طرف كنندهء هر سختى و مصيبت و بلايى ، و از كسى كه آن همه قدرت و آن همه لطف و محبّت دارد ، جز اين انتظار نيست ، اين همان چيزى است كه در قرآن مجيد به تعبير ديگرى آمده است :
« وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْئَرُونَ »
؛ آنچه از نعمت داريد از جانب خداست ، و هنگامى كه درد و رنجى به شما رسد ، به درگاه او مىناليد ( و بر طرف كنندهء هر درد و رنج اوست ) . « 1 » بديهى است غير از خداوند - به خاطر اينكه قدرتش محدود است - نه قادر به هر گونه فضل و بخششى است و نه توانا بر دفع هر بلا و مصيبتى ! تنها ذات پاك خداست كه با قدرت نامحدودش هرگونه توانى را دارد .
سپس به شرح اين نكته مىپردازد كه ، اين حمد و سپاس الهى ، به خاطر چيست ؟
و به تعبير ديگر : در جملههاى قبل ، سخن از صفات بخشندهء نعمت بود و در اينجا سخن از اوصاف خود نعمت است ، مىفرمايد : « او را ستايش مىكنم بر كرمهاى پى در پى ، و نعمتهاى فراوان او » ( أحمده على عواطف كرمه ، و سوابغ « 2 » نعمه ) .
در واقع نعمتهاى الهى داراى اين دو وصف است : هم وسيع است و گسترده ، و هم دائم و مستمرّ و پى در پى .
و اين هم نيست ، جز به خاطر قدرت بىپايان و لطف بىانتهاى او كه انسان را هميشه غرق نعمتهاى خود مىسازد و لحظهاى او را محروم نمىدارد .
هامش
( 1 ) سورهء نحل ، آيهء 53 .
( 2 ) « سوابغ » جمع « سابغه » به معناى وسيع و كامل است ، در شرح خطبهء 63 تفسير اين واژه گذشت .