شرح و تفسير
موقعيّت زنان در جوامع بشرى
در تفسير اين خطبه ، ميان شارحان نهج البلاغه به ويژه شارحان معاصر گفتگو بسيار است ، به همين ، دليل لازم مىدانيم مقدّمهاى براى روشن شدن بحثهاى اين خطبه ذكر كنيم . در طول تاريخ در مورد شخصيّت زن بسيار گفتگو شده و افراط و تفريطهايى در نحوهء قضاوت پيرامون آنها صورت گرفته ، گاه او را از مقام انسان پايين كشيده و يا در شخصيّت انسانى او ترديد كردند ! و گاه او را به اوج برده و به عنوان جنس برتر معرّفى نمودند و زن سالارى را در جامعهء بشريت پيشنهاد كردهاند ! مىتوان گفت اين افراط و تفريطها عكس العمل يكديگر است .
در جوامع امروز ، به ويژه جوامع غربى يا آنها كه راه غرب را در دموكراسى مىپيمايند نيز ، سخن در اين زمينه بسيار است ، سياستمداران خود را نيازمند آراى زنان مىداند ، چرا كه زن و مرد در انتخابات يكسان عمل مىكنند و سرمايهداران خود را نيازمند به كار زنان مىبينند به خصوص اينكه غالبا توقّع آنها از نظر دستمزد و امتيازات ديگر از مردان كمتر است . دستگاههاى عظيم تبليغاتى نيز كه بخش مهمى از سياستهاى تبليغاتى و اقتصادى را تشكيل مىدهد ، خود را به زنان نيازمند مىبينند .
اين جهات سبب شده كه در سخن ، دفاع زيادى از حقوق آنها شود و شخصيّت آنها را تا آنجا كه مىتوانند بالا ببرند ، ولى در عمل خبرى نيست و زنان امروز گرفتار انواع محروميتها هستند كه درگذشته نيز با آن دست به گريبان بودند . همين امر در تفسير متون مذهبى نيز مؤثّر واقع شده است و گروهى كه از حقوق زن به صورت شعارگونه و رياكارانه دفاع مىكنند ، اين متون را طورى تفسير مىكنند كه باب طبع اكثريت زنان باشد و تمايلات آنها را - هر چند به صورت كاذب - اشباع كند .