منظور از « بناء » در اينجا يا دين و آيين و مذهب اوست كه تقاضا شده بر تمام اديان جهان پيشى گيرد و يا مقام والاى آن حضرت است ، كه بر همه تقدّم جويد .
در پنجمين و ششمين تقاضا از خداوند ، عرضه مىدارد : « خداوندا ! نور او را ( در سراسر جهان ) كامل گردان ! و پاداش رسالتش را پذيرش شهادت ( و شفاعت در حقّ امّت ) و قبول گفتار او قرار ده ! ( چرا كه او ) داراى منطق عادلانه و سخنان جدا كنندهء حقّ از باطل بود » و أتمم له نوره ، و اجزه من ابتعاثك له مقبول الشّهادة ، و مرضيّ المقالة ، ذا منطق عدل ، و خطبة فصل .
جالب اين كه جزاى رسالت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در اين عبارت شفاعت امّت شمرده شده ، چيزى كه بركتش به ديگران باز مىگردد و اين نهايت كرامت و لطف آن حضرت است و در ضمن به اين نكته نيز اشاره شده كه شفاعت و گواهى آن حضرت ، بىحساب نيست ، او همواره گفتارش عادلانه و سخنانش جدا كنندهء حق از باطل بود ، اگر دربارهء شخص ، يا قومى شفاعت كند لياقت و شايستگى شفاعت را در آنها يافته است و اين ناظر به همان چيزى است كه در مباحث شفاعت گفتهايم كه شفاعت هم ، بىحساب نيست ، بلكه لياقتى لازم دارد و به تعبير ديگر : بايد رابطهء معنوى ميان شفاعت كننده و شفاعت شونده باشد و آنها كه تمام پيوندهاى خود را بريدهاند ، لايق شفاعت نيستند و اين همان مقام محمودى است كه در قرآن مجيد به آن اشاره شده ، مىفرمايد :
« وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً »
؛ پاسى از شب را از خواب برخيز و قرآن ( و نماز ) بخوان اين يك وظيفهء اضافى براى توست تا پروردگارت تو را به مقام محمود برساند » « 1 » .
در آخرين بخش از خطبه ، امام دعايى براى خود و دوستانش مىكند و در عبارت كوتاه ، برترين نعمتهاى الهى را تقاضا مىنمايد ، عرض مىكند : « خداوندا ! ميان ما و آن پيامبر بزرگ صلّى اللّه عليه و آله در جايى كه زندگانيش خوش و نعمتش جاويدان و آرزوهايش
هامش
( 1 ) سورهء اسراء ، آيهء 79 .