مقاومت كنيد تا حق پيروز گردد ، و باطل چهره در نقاب فراموشى كشاند . سپس با تكيه بر آيهء 35 سورهء « محمّد » صلّى اللّه عليه و آله كه وعدهء پيروزى به همهء مسلمانان راستين داده است ، با اين سه جمله به آنها وعدهء موفقيّت مىدهد . نخست مىفرمايد : « شما برتريد » سپس مىگويد : « خدا با شما است » و سرانجام مىفرمايد : « هر گامى در اين راه برداريد ، خداوند چيزى از اعمالتان را هرگز كم نمىكند . » به اين ترتيب مجموعهء خطبه ، در عين اختصار و كوتاهى جملهها ، درسى گسترده و جامع از جميع جهات به سربازان اسلام - نه تنها در عصر امام عليه السّلام - كه در هر عصر و زمان مىدهد .
تاريخ مىگويد : اين سخنان و سخنان ديگرى همانند آن ، كار خود را كرد . و آن گونه كه در كتاب « صفّين » « نصر بن مزاحم » آمده است : « هنگامى كه على عليه السّلام در اثناى « جنگ صفّين » ياران خود را براى يك حركت قاطع و نهايى دعوت نمود ، 10 تا 12 هزار نفر دنبال سر آن حضرت به راه افتادند ، در حالى كه شمشيرها را بر شانهها نهاده بودند و چنان حملهاى بر سپاه شام بردند كه تمام صفوف آنها در هم ريخت و خطوط دفاعى آنها يكى بعد از ديگرى متلاشى شد ، تا به خيمه گاه « معاويه » نزديك شدند . « معاويه » وحشت كرد ، دستور داد اسبش را آماده كنند تا خود را از معركه نجات دهد ، مىخواست سوار شود كه پشيمان شد ( شايد به اين جهت كه ديد رسوايى زيادى به بار مىآيد و لشكر به كلّى متلاشى مىشود ) لذا فرياد زد و گروهى از وفاداران خود را به حمايت از خويش و دفاع دعوت نمود ، تا اين كه سرانجام امر به حيلهء « عمرو بن عاص » در بالا بردن قرآنها بر سر نيزهها منتهى شد ، سادهلوحان در لشكر كوفه فريب خوردند و « معاويه » خود را از مرگ نجات داد . » « 1 »
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغهء مرحوم تسترى ، جلد 13 ، صفحهء 543 .