نخست مىفرمايد :
« آگاه باشيد ! هيچ يك از شما ، نبايد از بستگان نيازمند خود رويگردان شود و از آنان ، چيزى را دريغ دارد ، كه نگه داشتنش مايهء فزونى نيست و از بين رفتنش كمبودى براى او نمىآورد » ، ألا لا يعدلنّ أحدكم عن القرابة يرى بها الخصاصة « 1 » أن يسدّها بالّذي لا يزيده إن أمسكه و لا ينقصه إن أهلكه .
اين تعبير ، ممكن است كه اشاره به يكى از اين دو معنا باشد : يا اشاره به جنبهء معنوى اين كار باشد كه محروم ساختن بستگان از امكاناتى كه در اختيار دارد ، بركت را از مال و زندگى انسان بر مىچيند و مايهء فزونى مال و ثروت او نمىشود و بر عكس ، كمك كردن به آنان ، بركات الهى را به دنبال دارد و نقيصهء ظاهرى ، به زودى ، به لطف پروردگار ، جبران مىشود .
و يا اشاره به جنبهء ظاهرى و مادّى اين كار است ، چرا كه مشكلات بستگان و خويشاوندان ، به هر حال ، به انسان منتقل مىشود و فكر او را آزار مىدهد و روح او را به خود مشغول مىدارد و آبرو و حيثيت او را به خطر مىاندازد و در مجموع ، مشكلات زندگيش را بيشتر مىكند ، پس چه بهتر كه به يارى آنها بشتابد كه هم ثواب آخرت و هم بركات دنيوى و ذكر خير و آبرو و شخصيت و آرامش خاطر براى خود كسب كند .
در حديث آمده است كه على عليه السّلام فرمود : « البركة في مال من آتى الزّكاة و واسى المؤمنين و وصل الأقربين ، بركت ، در مال كسى است كه زكات بدهد و با مؤمنان ، مواسات كند و نسبت به نزديكان ، صلهء رحم به جا آورد » « 2 » .
حضرت ، در بيان دوم مىفرمايد كه : چرا انسان ، از كمك كردن به عشيره و بستگانش ، چشم بپوشد ، در حالى كه زيان و خسران بزرگى دامن او را مىگيرد ؟ ! آن كس كه دست دهندهء خويش را از بستگانش ، باز دارد تنها ، يك دست را از آنها
هامش
( 1 ) « خصاصه » ، به گفتهء مقائيس اللغة ، در اصل به معناى شكاف و ثلمه است و به همين مناسبت ، به معناى فقر و بىنوايى و نيازمندى و اختلال حال ، به كار مىرود ، زيرا ، اين امور ، در واقع شكافى در زندگى انسان ايجاد مىكند .
( 2 ) بحار الانوار ، جلد 74 ، صفحهء 413 .