تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
آنها مىدهد ، تا تعادلى در اركان جامعه برقرار شود . نخست ، به تشويق آنان براى كمك به بستگان و خويشاوندان و نيازمندان پرداخته و با دليلى روشن ، آنها را به گذشت از بخشى از ثروت‌هاى خود ترغيب مىكند ، مىفرمايد : « اى مردم ! انسان هر چند ثروتمند باشد از اقوام و بستگان خود بىنياز نيست كه از وى با دست و زبان دفاع كنند ، ( أيّها النّاس إنّه لا يستغني الرّجل - و إن كان ذا مال - عن عترته « 1 » ، و دفاعهم عنه بأيديهم و ألسنتهم ) . آنها در واقع ، بزرگترين گروهى هستند كه از او پشتيبانى مىكنند و پريشانى و مشكلات او را از ميان مىبرند و به هنگام بروز حوادث سخت ، نسبت به او ، از همه ، مهربان‌ترند ، ( و هم أعظم النّاس حيطة « 2 » من ورائه و ألمّهم « 3 » لشعثه « 4 » و أعطفهم عليه عند نازلة إذا نزلت به ) . آرى ، زندگى فراز و نشيب‌هايى دارد و حوادث تلخ و ناگوار و گاه طوفان‌هاى سخت ، كه هيچ انسانى ، به تنهايى ، توانايى ايستادگى در برابر آن را ندارد . عقل و درايت ايجاب مىكند كه انسان ، در حال سلامت و آرامش ، به فكر آن روزها باشد . حال ، چه كسب بهتر از بستگان و خويشاوندان انسان است كه از او ، در چنين حالاتى ، حمايت كنند ؟ ولى آيا بدون نيكى به آنها و حمايت مالى و معنوى و ابراز مراتب محبّت و دوستى نسبت به آنان ، مىتواند حمايت‌شان را براى چنين روزهايى جلب كند ؟ به يقين ، نه . پس چه بهتر كه هر انسانى ، با بذل بخشى از
هامش
( 1 ) « عترت » به گفته ارباب لغت ، به معناى اصل و اساس چيزى است و گاه گفته‌اند اين واژه ، از عتر ( بر وزن فطر ) به معناى « مرزنگوش » كه گياه پر شاخ و برگ و معطّرى است گرفته شده و اشاره به شاخ و برگ‌هاى يك فاميل است . بعضى نيز گفته‌اند كه عترت ، تنها به فرزندان گفته مىشود . و لذا عترت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرزندان فاطمه عليها السّلام هستند و حديث معروف « إنّي تارك فيكم الثّقلين كتاب اللّه و عترتي » را اشاره به همان مىدانند . ( لسان العرب ، صحاح و مقائيس اللغة ) . ( 2 ) « حيطة » اسم مصدر از مادهء « حوط » و به معناى « احاطه كردن » است . و حيطه ، در اين جا ، به معناى « حفظ و نگهدارى » آمده است . و بعضى گفته‌اند كه : حيطه به فتح حاء ، به معناى « مراقبت كردن » و به كسر حاء ، به معناى « حفظ كردن » است . ( 3 ) « المّ » از مادهء « لمم » به معناى « جمع كردن و اصلاح كردن » است . ( 4 ) شعث به معناى « پراكندگى و پريشانى » است .