خطبهء چهل و ششم « 1 » و من كلام له عليه السّلام عند عزمه على المسير الى الشام و هو دعاء دعا به ربّه عند وضع رجله في الركاب
امام عليه السّلام اين دعا را هنگامى كه پا را در ركاب گذاشت تا به سوى شام ( براى خاموش كردن فتنه معاويه و شاميان گردنكش ) برود تلاوت فرمود .
خطبه در يك نگاه
اين خطبه يا صحيحتر اين دعا ، در عين كوتاهى نكتههاى جالب و عميقى در بر دارد ، اولا تمام مشكلاتى را كه در اين سفر محتمل بوده ، امام عليه السّلام تحت سه عنوان بيان كرده ، و از آنها به خدا پناه مىبرد ، سپس خداوند را به عنوان يار همسفر ، و جانشين در ميان بازماندگان و خانواده ، توصيف مىكند كه بمنزلهء دليلى است بر
هامش
( 1 ) سند خطبه : اين سخن را بعضى از كسانى كه قبل از سيد رضى مىزيستهاند از آن حضرت عليه السّلام نقل كردهاند ، از جمله « نصر بن مزاحم » در كتاب صفين ، و بعضى از مورخان نوشتهاند هنگامى كه امام عليه السّلام مىخواست پا را در ركاب بگذارد و براى جنگ با معاويه از كوفه به سوى شام برود اين دعا را خواند .
همان گونه كه سيد رضى در ذيل اين كلام آورده است قسمت آغاز آن از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل شده ، و امير مؤمنان على عليه السّلام آن را با جملههاى پر معناى ديگرى تكميل نموده است . « اعثم » كوفى نيز در كتاب امير مؤمنان على عليه السّلام آن را با جملههاى پر معناى ديگرى تكميل نموده است . « اعثم » كوفى نيز در كتاب الفتوح آن را ذكر كرده ، « قاضى نعمان مصرى » اين دعا را با اضافات و تفاوتهايى در كتاب دعائم الاسلام آورده و مىگويد امام عليه السّلام به هر سفرى مىرفت اين دعا را تلاوت مىفرمود . ( مصادر نهج البلاغة ، جلد 2 ، صفحهء 12 ) .