عمل مؤمن عمدتا ناظر كارهاى الهى است .
به هر حال : به فرض كه تمام اين امور جنبهء مادى داشته باشد ، سخن مولى ناظر به عنوان امارت و حكومت بر مردم است كه يكى از ابعاد وجودى امام معصوم را تشكيل مىدهد ، زيرا به عقيدهء علما و متكلّمان پيرو مكتب اهل بيت عليه السّلام ، امام كسى است كه هم حاكم بر امور دين و هم دنيا ، و هادى به سوى راه خداست ، و هم مفسّر قرآن و مبيّن احكام ، و گفتار و اعمال او سند قطعى الهى محسوب مىشود ، و به همين دليل بايد معصوم باشد ، و پر واضح است كه معصوم را جز خدا نمىشناسد ، و از اين رو معتقدند كه نصب امام بايد از سوى خداوند صورت گيرد .
جمعى از شارحان نهج البلاغه گفتار ابن ابى الحديد را چنين پاسخ گفتهاند كه اين خطبه ناظر به مسأله نصب امير است و ارتباطى با نصب امام از سوى خدا ندارد ، و لذا مىفرمايد : « لا بدّ للنّاس من امير برّ او فاجر » ، و مىدانيم كه « امير فاجر » ، « امام » نمىتواند باشد . ولى پاسخ روشنتر همان است كه در بالا ذكر كرديم كه امارت بخشى از مسئوليتهاى امام است ، ( دقّت كنيد ) .
شاهد اين سخن آن است كه متكلّمان ما در كتب عقايد به هنگام ذكر ادلهء وجوب نصب امام عليه السّلام مصالح دنيوى و آنچه را در اين خطبه آمده ، نيز ذكر كردهاند .
به تعبير ديگر : شيعه معتقد به امارت جداى از امامت نيست ، و تن دادن به امارت فاجر به هنگام عدم دسترسى به امام معصوم از باب ناچارى است ، نه به عنوان هدف ايدهآل و نهايى .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 444
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٤٤