تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧

بخش سوم

و بقي رجال غضّ أبصارهم ذكر المرجع و أراق دموعهم خوف المحشر ، فهم بين شريد نادّ ، و خائف مقموع و ساكت مكعوم وداع مخلص و ثكلان موجع قد أخملتهم التّقيّة و شملتهم الذّلّة فهم في بحر أجاج أفواههم ضامزة ، و قلوبهم قرحة ، قد وعظوا حتّى ملّوا و قهروا حتّي ذلّوا ، و قتلوا حتّى قلّوا .

ترجمه

( در اين ميان ) گروهى باقى مانده‌اند كه ياد قيامت ، چشمهايشان را فرو افكنده و ترس دادگاه محشر اشكهايشان را جارى ساخته است . آنان ( به خاطر حق گويى و حق جويى ) يا از جامعه رانده و آواره شده‌اند و يا ترسان به گوشهء تنهايى خزيده و يا خاموشند و مهر سكوت ، بر دهان زده‌اند ( چرا كه گوش شنوا و دل بيدارى كه حق را درك كند نمىيابند ) يا مخلصانه ( به اميد تأثير در بعضى از دل‌ها ) به سوى خدا دعوت مىكنند و يا با چشمى گريان و دلى پر درد ( به صحنه‌هاى پر فسادى كه قادر بر تغيير آن نيستند ) مىنگرند . تقيّه آنان را منزوى ساخته و به فراموشى سپرده ، ( به خاطر نبودن يار و ياور ) ناتوانى و ذلّت وجودشان را فرا گرفته است . آنها به كسانى مىمانند كه در درياى نمك فرو رفته‌اند ( كه هر گونه حركتى براى آنها سبب سوزش بيشتر است ) . دهانشان بسته و قلوبشان مجروح است . آن قدر نصيحت كرده‌اند كه خسته شده‌اند و به قدرى تحت فشار قرار گرفته‌اند كه ناتوان گشته‌اند و آن قدر ( در ميدان مبارزه ) كشته داده‌اند كه به كمى گراييده‌اند .