لب ، زبان ، انگشت ، كف دست و ديگر اعضا ) صادق است ؟
جواب : قدر مسلّم از نافذه مواردى است كه آلت جارحه به مقدار قابل ملاحظهاى در بدن نفوذ كند ؛ مانند نيزه ، خنجر ، چاقو و امثال آن . امّا جراحت وارده به يك انگشت ، يا لب ، يا مانند آن ، مصداق نافذه نيست .
سؤال 1274 - هرگاه آلت ضرب يكى از اعضاى داخلى بدن ، از قبيل كبد ، را مجروح كند ، و جراحت بدون عيب التيام يابد ؛ آيا علاوه بر ثلث جراحت جائفه ، آن جراحت ارش نيز دارد ؟
جواب : آن جراحت اضافى ، ارش دارد .
سؤال 1275 - آيا ديه جراحاتى كه در اثر ضربهء واحد بر سطح عضوى كه دچار شكستگى شده حادث مىشود ، مانند حارصه ، داميه ، تغيير رنگ ، و امثال آن ، بر ديهء شكستگى افزوده مىشود ؟
جواب : آرى ديهء شكستگى جدا از ديهء جراحت است .
سؤال 1276 - سر شخصى را با سنگ شكستهام . ( البتّه قصد پرتاب داشتهام ، نه شكستن . ) و نمىدانم چه مقدار جراحت وارد شده ، بلكه فقط مىدانم از سر مجروح خونى آمده است . و اكنون شخص مجروح فوت كرده ، و اصلًا دسترسى به ورثه و بستگان او نداشته ، و نخواهم داشت . ديهء آن چقدر است ؟
جواب : در صورتى كه فقط مىدانيد سر او زخم شده ، و بيشتر از آن را يقين نداريد ، ديهء آن قيمت يك شتر است . و در صورتى كه به مجنىّ عليه دسترسى نداريد ، به نيّت او ديهاش را به فقيرى صدقه مىدهيد . مگر اين كه يقين داشته باشيد كه او از شما راضى شده است .
سؤال 1277 - در اثر تيراندازى با تفنگ ساچمهاى ، مجنىّ عليه از ناحيهء دست ، يا ساير اعضا كه ديهء معيّن دارد ، مجروح شده ، و ساچمه در گوشت نفوذ كرده ، و پزشك نوع جراحات وارده را داميه و مانند آن اعلام نموده است . در اين فرض ، آيا هر يك از جراحات يك نافذه محسوب ، و يك صد دينار ديه تعلّق مىگيرد ؟ يا اين كه بايد براى هر يك از جراحات ديهء آن جرح ، به نسبت به ديهء آن عضو سنجيده شود ؟
استفتاءات جديد ( فارسى ) — صفحة 479
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٧٩