وارد كرده ، مجروح را در حكم مرده قرار داده ، و تنها آخرين رمق حيات در او باقى بماند ، و در اين حال ديگرى كارى انجام دهد كه به حيات او پايان بخشد ، اوّلى قصاص مىشود و دوّمى تنها ديهء جنايت بر مرده را مىپردازد . » در اين مورد صدق مىكند ؟
جواب : آنچه را در بالا ذكر كردهايد مشمول آن مادّه نيست ؛ مگر اين كه واقعاً نفر اوّل كار او را تمام كرده باشد .
سؤال 1030 - دو نفر در روستا به خاطر خريد يك گونى سبوس با هم درگير مىشوند . اهالى آنها را از يكديگر جدا مىكنند . بنابر اظهارات شهود و پدر مقتول ، آنها در آن موقع هيچ گونه برخوردى با هم نداشتند . لكن پس از اين كه از هم جدا مىشوند ، متّهم جلوى درب منزل مقتول ، از فاصلهء حدود 10 الى 15 مترى سنگى به سمت مقتول پرتاب نموده ، كه به گلوى وى اصابت مىكند . پس از گذشت حدود سه ساعت از اين ماجرا ، مقتول به كلانترى مراجعه ، و از آنجا به درمانگاه انتقال داده شده ، و در آنجا فوت مىنمايد . پزشكى قانونى علّت مرگ را اصابت جسم سخت به ناحيهء گردن ، و عوارض ناشى از آن بيان كرده است . ولى متّهم در تمامى مراحل تحقيقات منكر پرتاب سنگ شده ، و حتّى خود او نيز جهت طرح شكايت عليه مقتول به كلانترى مراجعه كرده ، و در آنجا دستگير شده است . لطفاً حكم اين مسأله را بيان فرماييد .
جواب : چنانچه طبق شهادت دو شاهد عادل ثابت شود كه متّهم آن سنگ را به گردن مقتول زده ، و مرگ مستند به اصابت آن سنگ باشد ، و متّهم قصد قتل داشته ، يا چنين سنگى در فاصلهء مذكور غالباً عامل مرگ باشد ، قتل عمد محسوب مىشود ، و قصاص دارد . در غير اين صورت ( و حتّى در صورت شك ) بايد ديه بپردازد .
سؤال 1031 - ايراد ضرب و جرح با رضايت مجنى عليه چه حكمى دارد ؟ كشتن انسانى با رضايت خود او چگونه است ؟
جواب : هيچ كدام از اين امور جايز نيست .
استفتاءات جديد ( فارسى ) — صفحة 398
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٩٨