تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتاءات جديد ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
جواب : در صورتى كه ضرورتى نباشد بايد از ازدواج صرف نظر كنند ، و اگر ضرورت قطعى و غير قابل اجتناب باشد ، هر كدام مىتوانند همسرى انتخاب كنند . ولى تا آنجا كه ممكن است بايد جهات مربوط به محرم و نامحرم را رعايت نمايند ، و از آنجا كه اين گونه مسائل بسيار نادر است ، طبعاً احكام آن هم عجيب به نظر مىرسد . سؤال 730 - آيا دين مقياس عدالت است ، يا عدالت مقياس دين ؟ به بيان ديگر ، آيا دين به هرچه كه عدالت باشد امر مىكند ، يا هرچه كه دين به آن امر كند ، عدالت است ؟ و به بيان فنّى ، آيا عدالت در سلسلهء علل احكام است ، يا در سلسلهء معاليل آن ؟ توضيح بيشتر اين كه : آيا انسانها ، مصاديق بارز ظلم و عدالت را از طريق شريعت مىشناسند ، يا عدالت و ظلم براى همه روشن است ، و توصيه‌هاى دين ارشاد به حكم عقل است ؟ مستحضريد شيعه نيز مثل معتزله معتقد است كه عدالت ، مقياس دين است ، و اشاعره دين را مقياس عدالت مىدانند . حال سؤال اين است كه اگر شيعه عدالت را مقياس دين مىداند ، چرا در استنتاجات فقهى به احكامى مىرسد كه هر عُرفى آن را مصداق بيّن ظلم مىداند . بعضى از احكام نكاح چنين است ؛ توجّه فرماييد : 1 - اجماعى است كه طلاق به دست مرد است ، و مرد مىتواند هرگاه كه اراده كند زنش را طلاق بدهد ، هر چند هيچ عذر موجّهى نداشته باشد ! طلاق غيابى و بدون هيچ عذر موجّه ، در هر عرفى ظلم محسوب مىشود . 2 - در بحث عيوب زوجين مىگويند : « اگر مرد بعد از عقد بفهمد زنش كور يا شل است ، خوره يا برص دارد ، مىتواند عقد را فسخ كند . ولى اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهرش يكى از اين عيوب را دارد حق فسخ ندارد ؛ بايد بسوزد و بسازد ! » 3 - مرد هر وقت تمايل داشته باشد زن بايد خود را در اختيار او قرار دهد ؛ حتّى اگر وسط نماز باشد . ولى زن فقط سالى سه مرتبه حقّ آميزش دارد ، آن هم چنان كوتاه و مختصر كه مجال بيان آن نيست !